السيد الطباطبائي

73

مجموعه رسائل ( فارسى )

حدود و اطراف از او دور گشته ، حس توهم كننده به او دست نيابد ، نهان است بى پرده ، خداى آن‌را يك كلمه تمام قرارداد ، داراى چهار جزء مقارن كه هيچ يك پيش از ديگرى نيست ، سپس سه اسم آن‌را كه خلق به آن نياز داشتند هويدا ساخت و يك اسم آن را نهان داشت و آن همان اسم مكنون و مخزون است و آن سه اسمى كه هويدا گشت ظاهرشان اللَّه تبارك و تعالى است ، و خداى سبحان براى هر اسمى از اين اسماء چهار ركن مسخّر فرمود كه جمعاً 12 ركن مىشود ، سپس در برابر هر ركنى 30 اسم كه به آنها منسوبند آفريد كه آنها عبارتند از : رحمن ، رحيم ، ملك ، قدوس ، خالق ، بارى ، مصوّر ، حىّ ، قيّوم ، بى چُرت و خواب ( ناخوابنده ) ، عليم ، خبير ، سميع ، بصير ، حكيم ، عزيز ، جبّار ، متكبر ، على ، عظيم ، مقتدر ، قادر ، سلام ، مؤمن ، مهيمن ، منشى ، بديع ، رفيع ، جليل ، كريم ، رازق ( روزى دهنده ) ، زنده كننده ، ميراننده ، برانگيزاننده ( باعث ) ، وارث . اين اسماء با اسماء حُسنى تا 360 اسم كامل شود فروع اين سه اسم مىباشند و آن سه اركانند و آن يك اسم مكنون مخزون به سبب اين اسماء سه گانه پنهان شده است و اين است معناى سخن خداوند كه مىفرمايد : « بگو خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد ، هر كدام را كه بخوانيد نام‌هاى نيكو از آن اوست » . و اين روايت شريف در دلالت بر اين مطلب كه ( اسماء حق ) از ( مقام اطلاق ذات ) متأخرند آن‌قدر صريح و روشن است كه نيازى به بيان و توضيح ندارد و اين حديث گران‌قدر بر بسيارى از اصول ( علم الاسماء ) و تنزل يافتن يك اسم از اسم ديگر و اين‌كه خلق و آفرينش فرع بر اسماء هستند و از آنها نشئت گرفته و پديد آمده‌اند دلالتى آشكار دارد . مورد ديگر حديثى است كه در كتاب ارشاد و ديگر كتاب‌ها رسيده است كه اميرالمؤمنين على عليه السلام در يكى از سخنانش فرمود : ان اللَّه اجل ان يحتجب عن شيئى او يحتجب عنه شيئى ؛