السيد الطباطبائي

63

مجموعه رسائل ( فارسى )

ما آسمان و زمين را جز به حق و از روى حكمت و مصلحت نيافريديم و ليكن اكثر اين مردم آگاه نيستند . اگر جز اين دو آيه نمىبود به تنهايى كافى بود كه انسان آزاده به حقايق اين معانى پى ببرد . پس انسان هنگامىكه از زخارف اين دنيا كنده شد و از كالاى پست اين دنياى پست رو گرداند و هم خود را يگانه ساخت و به پروردگار بلند مرتبه و جهان پاك متوجه گشت ، به طور عيانى مشاهده خواهد كرد كه امور دنيوى از قبيل آرزوها و مال و ملك و سلطنت و بزرگى و رياست و پيشى جستن و عزّت و سرورى و نسب و نژاد و خانواده و دارايى و متقابلات اينها و هزاران از اين قبيل ، جملگى امورى موهوم و بازى و كالاى فريب هستند . « 1 » همين‌طور لذت‌ها و نعمت‌ها و بهره‌گيرىهايى كه فريب خوردگان و تلاش‌گران دنبال آن مىروند و خود را به خاطر آنها به كام مرگ

--> ( 1 ) . ممكن است اين سخن بر برخى گران بيايد و يا غير قابل فهم جلوه كند ! كه مگر مىشود اشياء و موجودات ، مايه‌فريب باشند ، پس خدا چرا آنها را آفريده است ؟ آيا خدا فريب‌كار است كه چيزى را كه مايه فريب آدميان است بيافريند . البته اين مطلب نياز به بحثى مفصل دارد ولى در جواب به اختصار مىگوييم كه : خير ، خدا بازيگر و فريب‌كار نيست ، زيرا حكيم محض و عادل محض است و در مورد حكيم و عادل محض ، چنين صفات و نسبت‌هايى فرض ندارد . خداوند دنيا را از روى حكمت و عدل آفريده است ولى آدميان آن‌را به بازى مىگيرند و مشغول بازىگرى و فريب‌كارى مىشوند . به علاوه مقصود از دنيا در معارف دينى ما غالباً خود اشياء نيست ، بلكه « روابط ما با اشياء » و تعلّقات ما بدان‌هاست كه دنيا ناميده مىشود و همان است كه مايهء غرور و فريب و دورى از خداست و گرنه وجود خارجى اشياء از آن حيث كه مخلوق حق و آفريدهء اويند « آيه » خوانده شده است و در قرآن و روايات اهل‌بيت عليهم السلام به تدبر در « آيات الهى » يعنى وجود موجودات عالم ، دعوت و توصيه شده است . پس مقصود از كالاى فريب و « متاع غرور » اعيان موجودات نيست ، بلكه بدان‌ها تعلّق يافتن و سرگرم شدن و از خدا غافل شدن است كه همان دنياست . اين بحث دامنه‌اى وسيع دارد كه اكنون مجال آن ما را حاصل نيست ، براى توضيح بيشتر به منابع زير مراجعه كنيد : 1 . تفسير الميزان ، علامه طباطبائى . 2 . تفسير موضوعى قرآن ، آية اللَّه جوادى آملى . 3 . سيرى در نهج البلاغه ، شهيد مطهرى