السيد الطباطبائي
48
مجموعه رسائل ( فارسى )
فَإِنَّ تقريرَ مسألةِ التّوحيد علىَ النّحوِ ذَهَبَ إليه العارفون ، و أشارَ إليه الُمحقِّقُونَ ، مِنَ المَسائلِ الغامضةِ التي لا يَصِلُ إليها أفكارُ عُلماءِ الناظرينَ الُمجادِلين ، ولا يُدرِكُها أذهانُ الفضلاء الباحِثَينَ مِنَ النّاظرين ؛ « 1 » همانا توضيح مسئله توحيد طبق روش عارفان و محققان ، يكى از مسائل پيچيده و دشوارى است كه انديشهء اهل نظر و جدل را بدان راهى نيست ، و ذهنهاى اهلبحث و نظر از درك و دريافت آن ناتوان است . و اما سخن آن حكيم بلند مقدارى را كه وعده كرده بوديم در اينجا نقل مىكنيم . آن حكيم عظيم الشأن ، شيخ الرئيس بوعلى سيناست كه در كتاب بىهمتاى خويش به نام الاشارات والتنبيهات در فصلى كه به مقامات عارفان و حالات ايشان اختصاص داده است چنين مىگويد : جَلَّ جَنابُ الحَقِّ عَن أَن يَكُونَ شَريعة لِكُلِ واردٍ ، أَوْ يَطَّلِعَ عليه إلّاواحدُ بعدَ واحدٍ ؛ « 2 » آستان حضرت حق از آن والاتر است كه هر رهگذرى بر آن وارد شود ، يا هر كسى از آن آگاه گردد مگر يك نفر بعد از نفر ديگر . مرحوم خواجه نصيرالدين طوسى رحمه الله در شرح اين سخن شيخ مىگويد : « وَالمرادُ ذِكرهُ قِلّهَ عددِ الواصلينَ الىَ الْحَقّ » ؛ يعنى مقصود ابن سينا اين است كه تعداد واصلان به حق اندك است و جناب حق به روى هر كس باز نيست . و چه خوش گفته است كه تعداد واصلان قليل است و بسيار اندك شمارند آنان كه به وصال حق باريافتهاند گرچه مدعيان و شيادان و دكانداران و دغلبازان فراوانند ! و به قول سعدى - عليه الرحمه - در بوستان كه اشعارى نغز و شيوا در مورد توحيد و سلوك و دشوارى آن و اندك شمار بودن واصلان و مطالبى ديگر از اين دست دارد :
--> ( 1 ) . تمهيد القواعد ، ص 48 ( 2 ) . الاشارات وا لتنبيهات ، ج 3 ، ص 394