السيد الطباطبائي
31
مجموعه رسائل ( فارسى )
اول است نه بر وجه دوم . و اما تأخّر صفات كه محمول بر ذات است ، منافاتى با عينيت ذات با آنها ندارد و همچنين منافاتى با عينيت صفات با ذات متعاليه در رتبهء مقدم ندارد ، زيرا معناى عينيت از جانب ذات چنانكه گفتيم آن بوده كه بدون توسيط واسطه ، منشأ انتزاع صفات كماليه است و معناى عينيت صفات با ذات قيام وجود صفات به ذات مقدسه است و اما قصر ذات متعاليه در اين صفات جايز نيست ، زيرا مستلزم تحديد مىشود ، و نتيجه آن كه ، عينيّت صفات به معناى مذكور با ذات بر طريق قصر است ولى عينيت ذات با صفات كماليه ، ذات متعاليه را مقصور نمىكند ، بلكه ذات با فرض عينيّت آن با صفات ، مطلق است . ثالثاً آن كه هر يك از اين صفات ذاتيه عين ديگرى ، از لحاظ مصداق مىباشد و گرنه در صورت مغايرت با همديگر از نظر مصداق ، مستلزم مغايرت ذات با آنهاست و در اين صورت ، ذات متعاليه ، وجود صرف نخواهد بود و نتيجهآن محدوديت ذات است كه خلف است ، و عينيت آنها با ذات و عينيت بعضى از آنها با بعضى ديگر از حيث مصداق ، منافاتى با مغايرت مفهومى آنان ندارد ، زيرا مفاهيم صفات ذاتيه از سنخ مفاهيم ماهوى نيستند كه مقتضى مصداقى باشند از سنخِ ماهيات محدودالوجود ، بلكه اين گونه مفاهيم ، مفاهيم اعتباريه نظير مفهوم وجودند كه تحقق آنها فقط در وعاء ذهن است و لذا حكم تغاير ذاتى آنها در موطن ذهن ، به مصداق خارج از ذهن سرايت نمىكند و هيچ مانعى نيست كه مفاهيم كثيرهاى از مصداق واحد انتزاع گردد ، به خلاف انتزاع مفهوم واحد از مصاديق كثير با لحاظ كثرت كه ممكن نيست . همين معنا يعنى عينيّت ذات و صفات و نفى امتياز مصداقى مطلقاً ، عبارت از احديت ذات متعاليه است ، پس مفاهيم صفات زايد بر ذات ولى حقايق آنها عين ذات است .