السيد الطباطبائي
22
مجموعه رسائل ( فارسى )
فصل دومواجب الوجود بالذات غير محدود الذات است دليل بر عدم محدوديت ذات اقدس واجب تعالى شأنه اين است كه - چنان كه در فصل اول بيان كرديم - وجود واجبى در حدّ ذاتش واجب بوده ؛ به اين معنا كه موجوديت با قطع نظر از هر اعتبار و تقديرى و هر جهت و حيثيتى از ذات مقدسش انتزاع مىشود . و ضرورت و وجوب چنين وجودى ضرورت ازليه است ؛ چه آنكه ضرورت ازليه عبارت است از آنكه ذات موضوع ، با قطع نظر از همهء اعتبارات و حيثيات ، مصداق حكم شود ، كه ذات واجب تعالى چنين است و لازمهء ضرورت مذكور ، وجوب وجود حق تعالى با هر تقدير و حيثيت و جهت است و لازم اين لازم ، نامتناهى بودن وجود اقدس اوست ، زيرا اگر محدود به حدى شد طبعاً در ماوراى حدّ مفروض موجود نخواهد بود و فرض مذكور ، يكى از تقديرهاست كه بارى تعالى با آن تقدير وجود ندارد ، و ضرورت وجودش در اين صورت ، متقيد به ظرف قبل از حد مفروض است كه مستلزم خلف است ، زيرا فرض اين بوده كه موجوديت حضرتش متقيد به هيچ قيدى و متحيّث به هيچ حيثيّتى نيست و چون متقيد به هيچ قيد و متحيّث به هيچ حيثيّتى نيست ، با همهء حيثيّات و جميع كمالات و هر وجودى از وجودات ضرورت و وجوب وجود دارد و اين است معناى عدم محدوديت و نامتناهى بودن ذات واجب تعالى شأنه .