السيد الطباطبائي
15
مجموعه رسائل ( فارسى )
فصل اولدر اثبات واجب الوجود لذاته ( عزّ اسمه ) واجب الوجود ، بالذات موجود است . قبل از اقامهء برهان بر اين مدعا ، لازم است بگوييم كه مراد ما از وجوب وجود بذاته و لذاته چيست ؟ هر چيز متصوّر و معقولى كه به عنوان موضوع نسبت به محمول بودن موجود ملاحظه شود ، يا چنين محمولى از براى آن ضرورى است يا عدم چنين محمولى براى آن ضرورت دارد ، يا هيچ يك از دو طرف براى آن ضرورى نيست . قسم اول ، واجب الوجود و قسم دوم ، ممتنع الوجود و قسم سوم ، ممكن الوجود به امكان خاص است و هر يك از اين سه قسم ، خود اقسامى دارد كه در محل مربوط ، مورد بحث و دقت قرار گرفته است . به بعضى از اقسام واجب الوجود كه به بحث ما ارتباط دارد اشاره مىكنيم . چنانچه موضوعِ مفروض كه به موجوديت به نحو ضرورت و وجوب موصوف مىشود ، در اين اتصاف واسطهء در عروض ندارد ، يعنى به وصف موجوديت حقيقت خود متصف است بدون هيچ قيدى كه به آن ضميمه شده باشد به سبب آن متصف گردد ، مىگوييم كه موضوع كذايى بدون حيثيّت تقييديه و بالذات به وصف موجوديت متصف است ؛ مثلًا مىگوييم آفتاب موجود و واقعيت دارد . در اين مثال كه موضوعش وجود آفتاب است بالذات يعنى بدون حيثيت تقييديهاى كه واسطهء در