السيد الطباطبائي
117
مجموعه رسائل ( فارسى )
فصل پنجم از بيان گذشته شناخت كافى حاصل گرديد كه در مورد حركت جوهريه ، ماده و صورت موجود است ، و در مباحث ماهيت ، شناخته شد كه جنس و فصل همان ماده و صورتند النهايه ، با اعتبار لابشرطيت ، و ماهيات نوعيه گاهى با ترتب طولى متنازل به سوى سافل ، از نوع عالى و متوسط تا به نوع اخير ، مترتب مىشوند ، و گاهى در عرض همتحت جنس واحد قريب مندرج مىگردند . لازم شناختهاى فوقالاشاره آن است كه در مورد قسم اول يعنى انواع طوليه ، مادهء نخستين با صورت نخستين ، تحصل يافته و سپس هر دوى آنها با هم مادهء ثانيه براى صورت ثانيه ، و آنگاه مجموع اين ماده و صورت ، ماده « كه آن نيز ماده ثانيه ناميده مىشود » براى صورت ثالثه مىشود ، به اين منوال ، حركت به سوى غايت مقدرش به پيش مىرود . در مورد قسم دوم يعنى انواع عرضيه ، با توجه به وحدت جنس قريب و اتحادش با ماده ناگزير ، ماده تا پايان « 1 » حركت مربوطه ، واحد مىباشد كه صور گوناگون متعاقباً بر آن طارى مىگردند ؛ به نحوى كه هرگاه با هر يك از آن صور تحصل يابد ، وجود صورت ديگرى در معيت آن ممتنع است . در اين صورت يعنى با فرض امتناع اجتماع صورتين ، يا تبدل صور به گونهء خلع ولبس براى ماده مزبور ثابت است ، و يا آنكه در ظرف تحصلش با هر يك از صور ، بدلناپذير شده ، و صورت حاله در آن ، لازم لاينفك گشته كه خلعش غيرممكن است چنانكه در مورد صور نوعيه اسب و شير و مرغ و نظائر اينها فرض مذكور قابل انطباق است ، و بنابراين ، قسم دوم به دو قسم منقسم مىگردد .
--> ( 1 ) . نهايةالحكمه ، ص 187