السيد الطباطبائي

102

مجموعه رسائل ( فارسى )

همهء ابعاد در تغيير و دگرگونى است : اما سيلان و تبدل ذاتى جهان ، زيرا گوهر و حقيقت آن ، جوهرى است كه فعليتش همانا روى آوردن و توجه به كمال و تمامى است كه براى آن تقدير شده ، و هويت ذاتش ، حركت به سوى هويت و سيلان و آهنگ به سوى غايت ثابتى است كه منزه از قوه مىباشد ، و بنابراين ، گوهر و ذات جهان طبيعت ، بين قوهء محض و فعليت خالص است ، و خود با دگرگونى و تحول ذاتى بدون هيچ درنگ بين مراتب فعليات گوناگون از مرتبهء ضعف به سوى شدت روان است ، و اين فعليات گوناگون ، انواع مادى جهان طبيعى را تشكيل مىدهند ، و اين انواع به فعليت رسيده ، اگر چه به واقعيتشان و وجه تمايز و آمارشان چنان‌كه بايد دست نيافته‌ايم ، ولى با رهنمايى برهان روشن گرديده : كه برخى از اين فعليات ، صورتى بسيط بر مادهء بسيط و نخستين عالم طبيعت كه هويتش فقط قابليت وجود است قرار گرفته ، و همين ماده اولى در همين صورت متحرك است . و مجموع اين ماده و صورت ، خود جهت برخى از صور ثانية و فعليات ، ماده ثانية مىشود كه به اين صور و فعليت‌هاى طارى بر ماده ثانيه ، نوع و طبيعت اطلاق مىگردد . و پاره‌اى از فعليت‌ها هستند كه شمارى از طبايع فعليت يافته را با حفظ فعليتشان جهت خويش ماده قرار داده و خود صورت مجموع شده و آنها را در پوشش وحدت نوعى در مىآورد ، و افعال گوناگونشان را فعل واحدى براى خويشتن مىگرداند ، و اين فعليت و صورت كه با طبايع مختلف ، افعال گوناگون را انجام مىدهد نفس ناميده مىشود . و بالجمله ، جوهر عالم جسمانى علىالدوام در حركت اشتدادى و تصاعدى جهت اكتساب صورتى فوق صورتى و فعليتى تمام‌تر از فعليتى است ، و در هر موردى كه حركت به زوال صورتى از صور فعليه در طى مسافت منقطع مىشود ، اين