السيد الطباطبائي

103

مجموعه رسائل ( فارسى )

انقطاع به معناى پايان يافتن قوه و استعداد صورت زائله ، و تحقق وجود مجردى مناسب از براى آن است و طبعاً مادهء مركوبش به فعليت سابق خود بازگشته و حركتش را ادامه مىدهد . شايان ذكر است كه رجوع ماده به فعليت سابقش در استمرار حركت ، به اين معناى نيست كه فعليتش بعداز نابودى به وجود مىآيد ، بلكه به اين معناست كه فعليت آن در حين تلبس به صورت زائله ، مقهور و مخفى بوده و با ارتحال صورت مزبور از ستار ظاهر مىشود ، پس معناى عودت ماده به فعليت سابق ، ظهور بعداز خفاء است ، و نتيجه آن‌كه ، حركت عالم جسمانى دائماً موجودات مجردى از سنخ صورش پرورانده و ذخيره مىنمايد . و اما سيلان و تبدل عالم جسمانى از جهت اعراض ، بدون استثناء همهء اعراض در هر آنى بعد آنى ، متبدل و سيالند ، ولى بعضى از اين حركات ، حركات اوليه‌اند كه اعراض ، به پيروى از سيلان جسم ، حقيقة با آنها سيال و دگرگونند ، و اينها همان اعراضى هستند ، كه ما آنها را ثابت مىپنداريم ؛ مثلًا : جوهر مادى كه در ذات و گوهر خويش ، روان و متحرك است ، به تبع اين حركت و سيلان ، حركت‌هاى نامحسوسى ، براى آن ، در مكان و وضع و مانند اينها خواهد بود ، اگر چه از مكان محسوس خود ، به مكان چنانى منتقل نگردد و نسبتش با اشياء مجاورش تغيير نيابد . برخى ديگر از اين حركات ، حركات ثانويه‌اند كه اجسام به گونهء حركت در حركت با آنها متحرك است ، و اين‌گونه حركات ، رابط حركتى به حركتى ، و موضوع را از گونه‌اى از حركت ، به گونه‌اى ديگر مثلًا : موضوع را از وضعى به وضعى ديگر منتقل مىنمايد ، و مبدأ و منتهى نيز متبدل و سيال است . اين‌جاست كه روشن مىشود : موجود ، به موجود سيال و ثابت منقسم مىگردد ، و نيز روشن مىشود : هر موجودى كه وجودش ثابت است ، مبراى از قوه و ماده است ، و