السيد الطباطبائي

79

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

دارد تاهفت بطن و در كلمات ائمه اهل‌بيت نيز از باطن قرآن بسيار نامبرده شده است . « 1 » ريشهء اصلى اين روايات مثلى است كه خداى متعال در سورهء رعد آيه 17 مىزند ، خداىتعالى در اين آيه افاضه‌هاى آسمانى را تشبيه فرموده به بارانى كه از آسمان نازل مىشود و حيات زمين و اهل زمين بسته به آن است . با آمدن باران سيل راه مىافتد و مسيل‌هاى گوناگون هر كدام به اندازه ظرفيت خود از آن سيل برداشته جريان پيدا مىكند ، روى سيل در جريان خود با كفى پوشيده شده است ولى در زير كف همان آب قرار دارد كه حيات‌بخش و به حال مردم سودمند مىباشد . چنان‌كه اين مثل اشاره مىكند ظرفيت افهام مردم در فرا گرفتن اين معارف آسمانى كه حيات بخش دورن انسان هستند مختلف مىباشد . كسانى هستند كه جز به ماده و زندگى مادى چند روزه اين جهان گذران به چيزى اصالت نمىدهند و جز مشتهيات مادى به چيزى دل نمىبندند و جز محروميت‌هاى مادى از چيزى نمىترسند ، اينان با اختلاف مراتبى كه دارند حداكثر آنچه از معارف آسمانى بپذيرند اين است كه اعتقادات اجمالى را باور كنند و دستورهاى عملى اسلام را به‌طور جمود اجرا مىنمايند و بالاخره خداى يگانه را به اميد ثواب اخروى يا از ترس عقاب اخروى بپرستند . و كسانى هستند كه در اثر صفاى فطرت سعادت خود را در دلبستگى به لذايذ گذران و زندگى چند روزه اين جهان نمىبينند و سود و زيان و شيرين و تلخ اين سرا پيش ايشان جز پندارى فريبنده نيست و ياد گذشتگان كاروان هستى كه كامروايان ديروز و افسانه‌هاى امروز مىباشند درس عبرتى است كه پيوسته برايشان تلقين مىشود . اينان طبعا با دل‌هاى پاك خودشان متوجه جهان ابديت مىشوند و به نمودهاى گوناگون اين جهان ناپايدار به نظر آيه و نشانه نگاه مىكنند و هيچ‌گونه اصالت و استقلالى به آنها نمىدهند . آن وقت است كه از دريچه آيات و نشانه‌هاى زمينى و آسمانى نور نامتناهى عظمت و كبرياى خداى پاك را با درك معنوى مشاهده مىكنند و دل‌هاى پاكشان

--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 117