السيد الطباطبائي

74

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )

و طبعاً نورانيت اسلام كه در زمان نبى اكرم صلى الله عليه و آله ( ما بين بعثت ورحلت ) ظهور نموده بود ، جزء تاريخ گرديد ( مستدعى است درست تأمل شود ! ) . اين پيش آمد ، اثر قهرى ( جبرى ) مداخله اجتهاد در احكام الهى بود و ناگزير به دنبال آن مىآمد و ربطى به علم و جهل مسببين ! پايه‌گذاران اوّلى و طرفداران خلافت انتخابى نداشت و حقاً نيز بايد گفت : بسيارى از مردم آن روز و بلكه در اعصار بعدى ، به نحوى كه شايد و بايد ماهيت آن را نمىدانستند و به عواقب شوم آن پى نبرده بودند . چنان كه مىبينيم مخالفين خلافت انتخابى ، كه همان روز اول ، به عنوان اعتراض از اكثريت جدا شده به نام « شيعه » شهرت يافتند ، در آغاز امر بيش از چند تن نبودند ، ولى در اواخر ايام خلافت ، جمعيت قابل توجهى را تشكيل داده بودند و همچنين مىبينيم كه اكثر علماى اهل سنت ، اجتهاد در مقابل نص را جايز نمىدانند ، با اين كه اعمال خلفاى صدر اسلام هرگز بدون آن نمىتواند قابل توجيه باشد . نتايج مستقيم استقلال خلافت در نظر و حكم برنامهء عمومى و روش عملى مقام خلافت چنان كه دانستيم ، اجراى احكام و قوانين اسلام بود به نحوى كه اجتهاد و رأى هدايت كند و به عبارت ديگر حفظ مصالح عامهء جامعه اسلامى با موافقت كتاب و سنت ، در جايى كه ممكن است و تقديم « مصلحت وقت » بر كتاب و سنت در جايى كه ممكن نيست . و اين معنا چنان كه دانستيم ، معنويت اسلام واقعى مبرا و منزه از ماديّت را به قالب يك رژيم اجتماعى مادّى حلول مىداد و طبعاً مانند ساير پديده‌هاى مادى ، حالات عمومى يك موجود مادى را از كودكى و جوانى و كهولت و پيرى مىپذيرفت ! چنان كه خليفهء دوم ، در بعضى از كلمات خود اسلام را به شترى تشبيه مىكند كه سال‌هاى مختلف و حالات گوناگون ناتوانى و توانايى بعدى را طى مىكند . 39 اين طريقه ، طريقهء اسلامى غيرقابل تغيير زمان نبىاكرم نبود ، بلكه طريقه‌اى بود