السيد الطباطبائي

73

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )

نداشته باشند و صحابه خودشان دانند و خودشان ! اين نقيصه ، به واسطهء روايتى كه صحابه از نبىاكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكردند كه به موجب آن « صحابه رسول صلى الله عليه و آله مجتهد معرفى 37 مىشدند كه اگر نظرشان در امور به واقع اصابت كند ، مأجورند و اگر خطا كنند ، باز مأجور و معذورند » ، مرتفع شد . روايات ديگرى باز از نبى اكرم در مناقب صحابه نقل مىكردند كه طبق آنها ، صحابه رسول مغفور و معاف بودند و خدا از ايشان راضى بود و هر خوب و بد و طاعت و معصيت كه انجام مىدادند ، هيچ گونه مؤاخذه الهى در كار نبود . 38 اين روايات نيز روايت سابق ( مجتهد و مأجور بودن صحابه ) را تأكيد كرده سند رسمى معافيّت را به دست صحابه مىسپرد و آزادى نظر و عمل بىقيد و شرط ياران پيغمبر را صد در صد تأمين مىكرد . نتيجهء مستقيم اين استقلال و مصونيت نتيجه مستقيم استدلالى كه مقام خلافت به دست آورد و مصونيت دينى كه سند آن را صحابه - كه كارگردانان خلافت بودند - به دست آوردند ، اين شد كه امور دين و دنياى جامعه اسلامى به دست مقام خلافت سپرده شد . احكام و قوانين دينى اعم از عبادى يا تجارى ، تنها از نقطهء نظر افكار اجتماعى ( منتهى به حس ) داراى اعتبار گرديد و قوانين عملى و حتى معارف اعتقادى اسلام ، پديده‌هايى گشت كه براساس حيات مادى مردم ، كه براى مردم قابل درك است استوار بود . به اين ترتيب حيات معنوى اسلام از مقام عالى و موقعيت واقعى خود تنزل نموده وارد مرحله اجتماع شد و در حصار ماده محصور گرديد ( به اصطلاح مصاحب دانشمند ما آقاى « پرفسور كربن » الوهيت در اجتماع اسلامى يا در كرسى خلافت و حاشيه آن حلول نمود ! ) .