السيد الطباطبائي

72

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )

وقتى كه غلام مغيرة بن شعبه - كه ايرانى بود - خليفه دوم را كشت پسر خليفه هرمزان را كه يك شاهزاده تازه مسلمان ايرانى بود ، به اتهام تحريك به قتل رساند و خليفهء سوم از قصاص قاتل سرباز زد و در مقام اعتذار گفت : « ديروز كه پدرش را كشته‌اند نمىتوانم امروز خودش را بكشم » ! 35 معاويه پس از اشغال كرسى خلافت به دست آويز اين كه پدرش ابوسفيان ، در جاهليت با مادر زيادبن عبيد زنا كرده بود ، زياد را علناً به شام احضار كرده به پدر خود ابىسفيان ملحق نمود ! و با اين كه مخالف نص صريح قرآن كريم بود ، او را رسماً برادر خود قرارداد . متأسفانه قصه‌هاى بسيارى نظير همين قصه‌ها ، در تواريخ مضبوط است كه در آنها خلفا مصلحت وقت را با اجراى احكام و قوانين مسلمهء اسلامى ، مُقدّم داشته‌اند ، گذشتگان علماى كلام ، اين اعمال را با توجيهات ناتمامى به قوانين دينى تطبيق مىنمودند ، ولى بعضى از دانشمندان اخير سنّى اعتراف كرده و تصريح نموده‌اند كه بعضى از « خلفاى راشدين » گاهى مصلحت امت را بر اجراى احكام و قوانين مسلمهء دين ، ترجيح مىداده‌اند . 36 در تتميم استقلال مقام خلافت چنان كه از بيان گذشته به دست مىآيد ، مقام خلافت آن روز به تمام معنا مصدريت حكم را داشت و به اصطلاح امروزى خودمان هم صلاحيت وضع و تغيير بعضى از مواد قانون‌اساسى و هم صلاحيت وضع قوانين فرعى و اجراى آنها را به عهده داشت . نقيصه‌اى كه اين استقلال داشت و نيازمند تتميم و ترميم بود ، مصونيت اولياى امور و مصادر اجراء ، يعنى مقام خلافت و ايادى كارگزار او بود كه همه صحابى بودند ، يك حكم مطاع غيرقابل رد دينى مىخواست تا اولياى امور به واسطه آن يك نوع مصونيت دينى داشته باشند و مردم حق هيچ گونه اعتراضى به اعمال و اقوال آنها را