السيد الطباطبائي

65

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )

توضيح بيشتر . . . باز در توضيح مطلب اخير مىگوييم : ما اكنون از حيث اختلال نظم زندگى معنوى و انحطاط اخلاقى و هرج و مرج روحيات انسانى با غربىها در وضع مشابهى قرار گرفته‌ايم ، اگر چه به قول مصاحب محترم آقاى پرفسور كربن ، هنوز مانند غربىها ، مزهء « تجدد » ! را نچشيده‌ايم و هنوز هم رمقى داريم و اين سيل بنيان كن به‌نحوى كه معنويات مغرب زمين را در زير گرفته ، در معنويات ما خرابى به بار نياورده است . آرى ما با غربىها ، در باختن زندگى معنوى و رسيدن به انحطاط اخلاقى ، در وضع مشابهى قرار گرفته‌ايم ، ولى نمىشود انكار كرد كه اين وضع ناگوار را مانند غربىها ، به ابتكار خود به وجود نياورده‌ايم ، بلكه روزى كه « مدنيت غربى » با قيافه دلفريب و با تمام آرايش و پيرايش خود ، به سراغ مشترىهاى شرقى خود و بالاخص به سراغ ما مسلمان‌ها آمد و اول به عنوان يك مهمان عزيز ! و پس از آن به عنوان يك صاحب منزل مقتدر و توانا ، در ميان جامعه‌مان جاى گزين گرديد ، با تبليغات مؤثر و نافذ خود اين مسئله را درست در مغز ما جاى داد كه : ما شعور و ارادهء لازم انسانى را نداريم و نتيجتاً بايد شعور و ارادهء خود را كه هيچ به درد زندگى نمىخورند ، كنار گذاشته راهى را راه بشناسيم كه اروپايىها براى ما آن را راه تشخيص مىدهند و كارى را انجام دهيم كه آنها براى ما اراده مىكنند ، بايد همه خصائص خود را ترك گفته قولًا و فعلًا و ظاهراً و باطناً فرنگى مآب شويم ! « 1 » پيرو همين تلقين و اعتقاد ، وقتىكه در زندگى ملال‌بار كهنه خود تجديدنظر مىكرديم ، بىاين كه با نيروى خرد ، ميان نفع و ضرر تميز داده نوشدارو را از سم جدا كنيم ، چون استقلال فكرى را در نخستين مرحله از دست داده بوديم ، فقط و فقط از

--> ( 1 ) تقىزاده در يك مقاله‌اى ، با همين تيتر ، خواستار فرنگىمآب شدن ايرانىها شد . . . ( خ )