السيد الطباطبائي
66
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )
راه تقليد و كوركورانه اوضاع حياتى خود را با اوضاع حياتى غربىها تطبيق داديم و در نتيجه ، هر وضع غربى كه مشتمل بر ماده فسادى بود ، در جامعهء ما فساد بر فساد افزود و هر وضعى هم كه جنبهء صلاح و اصلاح در برداشت ، چون ما رشد و نمو لازم را براى پذيرفتن آن نداشته و آماده نبوديم ، موجب فساد و تباهى حال ما شد و نتيجهء خوبى از آن نگرفتم . درست است تا اندازهاى مىتوان گفت : وضع كنونى ما زاييده تقليد بىچون و چرايى است كه از غربىها كردهايم . ولى در عين حال اگر زمينهء سابق ما زمينهء تباه و پست و مردهاى نبود ، هرگز اين فساد و تباهى را به اين آسانى نمىپذيرفتيم و از بهترين سرمايهء هستى خود ( زندگى معنوى و فضايل اخلاقى ) دفاع كرده عكسالعملى برازنده نشان مىداديم و هرگز مغز متفكر ما ( اگر از دست نداده بوديم ) مغلوب منطق غلط تقليد بىچون و چرا نمىشد : « سامرى كيست كه دست از يد بيضا ببرد » . پس ما ناچاريم براى درك ريشهء اصلى وضع حاضر به حال اسفناك خود و پيدا كردن عامل يا عوامل اوّليهء آن به يك سير قهقرايى دست زده ، با بررسى جريان حوادث گذشته و ملاحظهء روش عمومى جامعهء اسلامى در قرنهاى پيشين ، رو به قرنهاى اوّليهء اسلام پيش برويم تا به جايى برسيم كه صلاحيت عليت و منشأيت وضع فاسد كنونى را داشته باشد ! در نخستين گامهايى كه در اين سير برمى داريم ، اين حقيقت را درك مىكنيم كه وضع عمومى عالم اسلامى تقريباً دوازده قرن تمام ( يعنى از سال شصت هجرى تا صد سال پيش كه تقريباً مدنيّت اروپايى كمكم به ممالك اسلامى راه باز مىكرد ) وضع مشابه و در خمود روحى و انحطاط اخلاقى حالت يكنواختى داشته است اگرچه در داخل خود گاه گاهى به حسب گردش تاريخ ، يك نوسانهايى به وجود مىآورده در عين حال هميشه در حال انحطاط بوده مشابهتى با وضع مشعشع زمان حيات نبىاكرم نداشته است ، از اين روى ابزار و وسايل بحث و كنجكاوى را بايد به صدر اسلام ، كه