السيد الطباطبائي
57
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )
آثار و نتايج « حلول » كليسا على رغم اين كه اسلام تمام مساعى خود را در راه دفاع از توحيد الوهيّت و نامتناهى بودن و احاطه آن به جهان آفرينش به كار برده و هيچ گونه استقلالى در وجود و در مصدريّت و مطاعيّت حكم به عالم انسان نداده است ، « كليسا » از همان روزى كه قدرت به دست آورد ، آستانه خود را پناهگاه عالم مسيحيّت قرار داد و تعليمات خود را روى اساس حلول ( به آن معنا كه در يادداشتهاى سابق به آن اشاره شده است ) بنا كرد . جاى ترديد نيست كه اين تعليم « الوهيّت » را - هر چه بود - در وجود مادى محدود حضرت مسيح ، محدود و محصور قرار مىداد و در اين صورت ، الوهيّت خواه بتواند از انسان جدا شود يا نتواند ( قدربه تيقّن ) مىتوانست هويّت يك انسان مادّى را بپذيرد و با خواص و آثار آن مجهز شده متصف شود و اتفاقاً موارد زيادى از « تورات » موجود نيز همين تعليم را تأييد مىكرد ، چنان كه در قصهء آفرينش آدم و قضاياى نوح و ابراهيم و لوط و يعقوب و غير آنها ، مشهود است . اين نظريه يعنى حلول الوهيت در انسان مادى ، انكار ماوراء مادّه را در برداشت و چون مسئله الوهيت در دين مسألهاى اساسى و در حقيقت سرچشمهء همهء مسائل اعتقادى و عملى دينى است ، از اين نقطه نظر نيز همين مسئله ، هر مسئله ديگر دينى را