السيد الطباطبائي

53

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )

براى درك يك نفر صحابى ، يا اخذ يك حديث راه‌هاى دراز طى كرده و هفته‌ها و ماه‌ها رنج غربت را بر خود هموار مىكردند . البته ، علم حديث وجاهت خود را هم‌چنان حفظ كرده 60 و احترام و اعظام صحابه را به طبقهء تالى طبقهء صحابه ، از روات و محدثّين با تعيّن نقل نمود . ولى چنان‌كه تذكر داديم نبودن روح تحقيق در عامهء صحابه از يك طرف ، و ممنوع بودن بحث و انتقاد در معارف دينى از يك طرف ، و قدغن نمودن مقام خلافت ( كه مفترض الطاعه شمرده مىشد ) از كتابت و تأليف از طرف ديگر ، و پيدا شدن يك عدهء قابل توجهى از ظاهرالاسلام‌هاى اسرائيلى - كه اخبار و معارف انبياى سلف را آن‌طور كه دلشان مىخواست نقل مىكردند - از طرف ديگر ، و اقبال بيرون از حدّ و اندازهء عموم مسلمين به حديث ناقلين و محدثّين آن ، كه طبعاً جمعى از جاه‌طلبان و سودپرستان را براى كسب امتيازهاى اجتماعى تطميع نموده و وادار مىكرد كه از هر مصدرى باشد ، و به هر مفهومى باشد حديث تهيه كنند ، يا طبق تمايلات و مقاصد سران امور و متنفّذين وقت ، حديث جعل كرده و بازارى گرم كنند از طرف ديگر ، اينها عواملى بودند كه دست به دست داده و حديث را از ارزش واقعى انداختند ، زيرا : اولًا : يك رشته احاديث مجعول يا ضعيف جزو احاديث مقبول شمرده شد ، و خرافات بسيارى داخل معارف و حقايق اسلامى گرديد ، كه پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله به شرح آنها پرداخته بود . اين‌گونه احاديث در ابواب مختلفهء حديث يافت مىشود ؛ به‌ويژه در بخش تفسير ، و بخش تواريخ انبيا ، و امت‌هاى گذشته ، و بخش غزوات و وقايع صدر اسلام . و راستى ، داستان‌ها و مطالب ديگرى در ميان احاديث پيدا مىشود كه هيچ عقل سليمى نمىتواند آنها را بپذيرد . 61 پيغمبر اسلام پيش‌بينى كرده بود كه به زودى اين گرفتارى ، دامن‌گير عالم اسلام خواهد شد ، لذا دستور داده بود كه احاديثى را كه از وى نقل مىشود ، به كتاب عرضه