السيد الطباطبائي
44
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )
حجّ تمتّع و نكاح تمتّع و گفتن « حىّ على خيرالعمل » در اذان را قدغن نمود و « سه طلاق » را انفاذ كرده و « امّولد » را حكم آزادى داد ، و غير اينها . . . . تقسيم بيتالمال را كه در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و زمان خلافت خليفهء اول بالسّويه به عمل مىآمد ، با تفاوت عملى نمود 23 و اين پايهء اول حدوث غائلهء اختلاف طبقاتى در اسلام بود كه بعدها تلخترين نتايج را براى مسلمين به بار آورد . و علاوه ، در قلمرو حكومت وى ، معاويه در شام ، سالها با يك وضع « كسرايى و قيصرى » حكومت مىكرد ، حكومتى كه جز يك سلطنت استبدادى قيافهاى نداشت . بهانهء « معاويه » اين بود كه به واسطهء مجاورت با امپراتورى روم از اتخاذ چنين رويهاى ناگزير است ! و خليفه عذر وى را پذيرفته و ديگر متعرّض حالش نمىشد 24 . علاوه بر اينها ، در خلال اين احوال ، روايتهايى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله در ميان محدثّين ، نقل و رد و بدل مىشد كه به موجب آنها صحابهء رسول داراى اجتهاد معرفى مىشدند ، كه اگر رأيشان در امور اصابت كند مأجورند و اگر خطا كند معذورند 25 . و مفهومى كه اين روايات در اذهان عموم به وجود مىآورد اين بود كه ، صحابه يك نوع مصونيّت دينى دارند كه هر عملى را مرتكب شدند غيرصحابى حق كمترين اعتراض و مؤاخذه را در حق صحابى نخواهد داشت . و البته اين امتياز دينى يك روح استبداد عجيبى در صحابه - كه اضافه بر خلافت ، حكومتهاى ولايات و فرماندهىهاى لشكريان اسلام ، غالباً دست آنها بود - مىآفريد 26 . اينها مواد فسادى بود كه در اثر پيدايش نظريّهء « جواز تغيير پارهاى از مواد دينى به حسب مصلحت وقت » در داخل پيكرهء اجتماع اسلامى پديد آمد . و البته تا چندى اثر ظاهرى نداشت و اسلام با نيروى حقانيت و نورانيت خود توسعه پيدا مىكرد و هر روز فتوحات تازهاى نصيب مسلمين مىشد ، 27 و به واسطهء ثروتهاى بىحد و حسابى كه به عنوان غنيمت مىبردند ، از طرز حكومت خشنود ، و