السيد الطباطبائي

63

رسائل توحيدى ( فارسى )

مىباشد . و از جهت حضور ذاتش و روشن بودن آن براى خودش و حضور ديگر موجودات نزد او ، « عالم » و « عليم » مىباشد . و خداوند عليم ، از آن جهت كه نزد همهء جهات ذات معلوم ، وجود دارد ، « محيط » مىباشد . و از آن جهت كه درآن‌جا حضور دارد ، « شهيد » است . و اگر به نهان ، منسوب گردد ، « عَلَّامُ الْغُيُوبِ » * است . و اگر به نهان و آشكار ، هردو نسبت داده شود ، « عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ » * * است . و اگر نسبت او با ديدنىها ملاحظه گردد ، « بصير » است ، و اگر با شنيدنىها ملاحظه شود ، « سميع » خواهد بود . و از جهت نگهدارى و تحفظش برآنچه مشاهده مىكند ، « حفيظ » است . و خداوند عليم ، از آن جهت كه همه معلومات را به شمار آورده ، « حسيب » است . و از آن جهت كه از دقيق‌ترين امور ، آگاه است ، « خبير » مىباشد . و از جهت استحكام معلوماتش ، « حكيم » است . و خداوند متعالى ، از آن جهت كه مبدأ ديگران است ( يعنى ذات او عين هستى وصرف هستى است ، و هر چه غير او فرض شود ، از اوآغاز شده و به او مىانجامد ) ، « قادر » و « قدير » مىباشد . و قادر از آن جهت كه بدون اقتضاء يا الزامى از سوى بيگانه ، افاضه وجود مىكند ، « رحمان » است . و او از آن جهت كه ذات ديگران را مىآفريند ، « بارى » است . و از آن جهت كه با آفرينش خود ، ميان خلق ذات واجزاء ذات ، جمع مىكند ، « خالق » است . و از جهت رحمت خاصش كه همان سعادت است ، « رحيم » مىباشد . و رحيم از آن جهت كه هر شىء ريز و خردى را آفريده است ، « لطيف » مىباشد .