السيد الطباطبائي

54

رسائل توحيدى ( فارسى )

لابَعْدَ عَدَمٍ ، فاعِلٌ لا بِاضْطِرارٍ ، مُقَدِّرٌ لا بِحَرَكَةٍ ، مُريدٌ لا بِهِمامَةٍ ، سَميعٌ لا بِآلَةٍ ، بَصيرٌ لا بِأداةٍ ؛ همانا پروردگار من در غايت لطافت است بى آن‌كه به لطف ، موصوف شود ؛ درغايت بزرگى است بى آن‌كه به بزرگىموصوف گردد ؛ در نهايت بزرگوارى است بى آن‌كه بدان موصوف گردد ؛ در اوج جلالت است بى آن‌كه به غلظت متصف گردد ؛ پيش از همه چيز است بدون پيشى چيز ديگر بر او ؛ پس از همه چيز است بى آن‌كه او را بعد گويند ؛ اشياء را بدون همت خواسته ، خوب درك مىكند بى نيرنگ ، درهمه چيز است بدون آميختگى با آنها و بركنارى از آنها ؛ ظاهر است نه آن‌گونه كه به حس آيد ؛ جلوه‌گر است نه آن‌گونه كه ديده شود ؛ دور است بى آن‌كه مسافتى باشد ؛ نزديك است بىآن‌كه مجاور باشد ؛ لطيف است بى آن‌كه جسم باشد ؛ موجود است نه پس از نيستى ؛ فاعل است نه به ناچارى ؛ اندازه‌گير است بدون جنبش ؛ بدون تصميم اراده كند ، بدون ابزار بشنود ، بدون وسيله ببيند . اين نوع تفسيرنسبت به اسماء الهى ، دركلمات ائمه هدى ، فراوان است ، و درروايات فراوانى از تعطيل و تشبيه ، نهى شده است . مبحث سوم : انحصار همهء كمالات وجودى در ذات اقدس إله دانستيم كه صفات خداوند سبحان ، صرف وخالص هركمال وجودى است و به نحوحقيقت مىباشد [ نه مجازواستعاره ] امّا ديگران ، چون ذاتشان به عرض وجود او موجود است ، صفاتشان نيز همين‌گونه است ؛ بنابراين ، همهء صفات وجودى حقيقى و خالى از نقص ، منحصراً از آن خداوند سبحان است و تمام اوصاف ديگران ، بالعرض به آنها نسبت داده مىشود . اين حقيقت از اكثر موارد استعمال اين نام‌ها در قرآن كريم به دست مىآيد . مانند آيات ذيل :