السيد الطباطبائي
44
رسائل توحيدى ( فارسى )
است بر حسب آنچه شايستهء ذات آن موجود مىباشد . بنابراين ، او بالفعل مبدأ پيدايش هر موجود بالفعلى بوده و بالفعل مبدأ پيدايش هر موجود بالقوه و [ بلكه ] خود قوه وامكان مىباشد . پس اوبا فيوضات وجود و بركات تجلّى وظهور ، به ذات همهء اشياء و آثار آنها ، تحقق مىبخشد . و همچنين از اينجا روشن مىگردد كه ذات اقدس خداوند براى خود ، موجود بوده و نزد خود ، حضور دارد ؛ هيچ حجابى بين او وذاتش نيست ، و همهء كمالات براى ذات او ، موجود است ؛ پس او ، در مقام ذات خود ، به ذات و صفاتش و به همهء موجودات تراويده از ذاتش ، عالم مىباشد ، و اين همان « علم ذاتى » است . و نيز ذات هرموجودى در پيشگاه الهى ، حضور دارد ، و چگونه حضور نداشته باشد درحالى كه وجودش به عرض وجود او درخشندگىاش در پرتو نور او مىباشد ؛ لذا خداوند سبحان همانطور كه از ذات اقدس خود ، درمرتبه ذات ، علم به اشياءدارد ، درمرتبه وجودهاى خارجى و موطن واقعى آنها نيز به هر موجودى درظرف و موطن وجودىاش ، احاطهء علمى دارد ؛ و اين همان « علم فعلى » است . علاوه بر آنكه تمام علوم موجودات براى خداوند نيز تحقّق دارد . و چون علم وقدرت براى خداوند سبحان ، ثابت گشت ، حيات نيز براى او ثابت مىشود ؛ زيرا حىّ ، همان موجود درككننده فعّال است . و چون به اثبات رسيد كه ايجاد كردن موجودات به صورت ظهور او در مرتبهء ذات و ظرف هويّت آنهاست ، ثابت مىگردد كه هر كمال وزيبايى و نيكويى براى خداوند سبحان است و در اوتحقق دارد . نيكويى وزيبايى ، همان تام بودن وجود شىء و كمالها وآثار آن مىباشد ، از اين رو ذات اقدس إله به همهء صفات حسن و جمال ، متّصف مىباشد . و چون تمام كمبودها وپستىها و محدوديتها وزشتىها و بدىها ، درتحليل نهايى به نبود يك كمال مطلوب ، برمىگردند ، و از طرفى عدم ، به ساحت قدس اوراه