السيد الطباطبائي

26

رسائل توحيدى ( فارسى )

پس تو از هر نقصى منزّهى ، همه چيز را پر كرده‌اى ، و از همه چيز ، جدايى ؛ پس چيزى فاقد تو نيست ، و تو هر چه بخواهى انجام مىدهى ؛ تو بزرگى ، اى كسى كه هرچه به فهم آيد ، آفريده اوست ، و هرچه محدود است ، ساخته اوست . اين مضمون در خطبه‌هاى على عليه السلام و امام رضا عليه السلام و كلمات ديگر ائمه عليهم السلام ، فراوان است . و روشن است كه خود صفت ، نوعى محدوديت و تعيين را به همراه دارد و خود مفهوم چيزى است كه درك مىشود . ( دقت شود ) در توحيد « 1 » از عبدالأعلى نقل است كه امام صادق عليه السلام فرمود : يُسَمّى بِأَسْمائِهِ ، فَهُوَ غَيْرُ أَسْمائِهِ ، وَالأَسْماءُ غَيْرُهُ وَالْمُوصُوفُ غَيْرُ الْوَصْفِ ؛ « 2 » با نام‌هايش ناميده مىشود ، پس او ، غير از نام‌هايش است ، و نام‌ها ، غير اويند ، و موصوف ، مغاير با وصف مىباشد . و اين‌كه فرمود : « موصوف مغاير با وصف مىباشد » ، اشاره به آن است كه مراد از مغايرت ، همان مغايرتى است كه مفهوم وصف از جهت مصداق ، مستلزم آن است ، نه آن كه الفاظ نام‌هاى او ، با او مغايرند . و از همين قبيل است روايتى كه مرحوم صدوق در معانى الاخبار با دو سند نقل مىكند كه : « معناى اللَّه‌اكبر ، آن است كه خداوند برتر از آن است كه وصف شود » . « 3 »

--> ( 1 ) . توحيد ، باب 11 ، ص 143 ، ح 7 ( 2 ) . در كتاب توحيد دارد « والموصوف غير الواصف » ظاهراً نسخه مؤلف رحمه الله مغاير با نسخه مطبوعه مىباشد و به هرحال استفاده از اين قسمت حديث در صورتى تمام است كه نسخه صحيح ، « الوصف » باشد ( 3 ) . در روايت اول ، مرحوم صدوق با سند خود از جميع بن عمير نقل مىكند كه : امام صادق عليه السلام به من فرمود : معناى « اللَّه‌اكبر » چيست ؟ عرض كردم : خداوند از هرچيزى بزرگ‌تر است . فرمود : مگر آن‌جا چيزى وجود دارد كه خداوند بزرگ‌تر از آن باشد ؟ ! عرض كردم : پس معناى آن چيست ؟ فرمود : « بزرگ‌تر از آن است كه در وصف آيد » . و در روايت دوم آمده است كه كسى درحضور امام صادق عليه السلام گفت : اللَّه اكبر . امام فرمود : « خداوند از چه چيزى بزرگ‌تر است ؟ » آن مرد گفت : از هرچيزى . امام فرمود : « او را محدود كردى ! » مرد گفت : چگونه بگويم ؟ فرمود : « خداوند بزرگ‌تر از آن است كه دروصف آيد » . ( معانىالاخبار ، باب 11 ، ص 11 - 12 ، ح 1 و 2 )