السيد الطباطبائي
24
رسائل توحيدى ( فارسى )
سپس مردمان را در ظلال برانگيخت . راوى پرسيد ، ظلال چيست ؟ امام فرمود : مگر سايه خود را در پرتو خورشيد ، نمىبينى كه چيزى است و در واقع چيزى نيست . و اين همان ماهيات يا وجودهاى عاريهاى و بالعرض مىباشد . در بعضى از خطبههاى على عليه السلام آمده است : دَليلُهُ آياتُهُ ، وَ وُجُودُهُ إِثْباتُهُ وَ مَعْرِفَتُهُ تَوْحيدُهُ ، وَ تَوْحيدُهُ تَمْييزُهُ عَنْ خَلْقِهِ ، وَحُكْمُ التَّمييزِ بَيْنُونَةُ صِفَةٍ لابِيْنُونَةُ عُزْلِةٍ ؛ « 1 » نشانه او ، آيات اوست ؛ و هستىاش اثبات اوست ؛ وشناختنش يگانه دانستن اوست ؛ ويگانه دانستنش جدا دانستن او از آفريدهاش مىباشد ؛ و حكم اين جدايى آن است كه صفاتش از آنان جداست نه آنكه از آنها منفصل باشد . اين سخن ، گرانبهاترين و در عين حال مختصرترين كلام دربارهء توحيد است و بهخوبى برآن مطلب ، دلالت دارد . در نهجالبلاغه و نيز در كتاب توحيد با سند متّصل از امام صادق عليه السلام نقل است كه اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبهاى خطاب به ذعلب فرمود : هُوَ في الأَشْياءِ عَلى غَيْرِ مُمازَجَةٍ وَ خارِجٌ مِنْها عَلى غَيْرِ مُبايَنَةٍ ؛ « 2 » او در درون اشياست اما نه به گونهاى كه آميخته با آنها باشد ، و بيرون از اشياست اما نه به نحوى كه جدا از آنها باشد . صدوق در كتاب توحيد با سند متّصل از مسلم بن اوس نقل كرده كه على عليه السلام فرمود : بَلْ هُوَ فِي الأَشْياءِ بِلا كَيْفَيَّةٍ ؛ « 3 » او درون اشياء است بدون حالت وچگونگى خاصى . اين مضمون و مضامين نزديك به آن ، به طور متواتر درخطبهها و روايات آمده
--> ( 1 ) . احتجاج طبرسى ، ( احتجاج على عليه السلام فيما يتعلق بتوحيد اللَّه ) ، ص 201 و بحارالانوار ، ج 4 ، ص 253 ( 2 ) . توحيد ، باب 43 ، ص 306 ، ح 1 ( 3 ) . همان ، باب 2 ، ص 78 ، ح 34