السيد الطباطبائي
68
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
ارسطوئيان هستند . زيرا ديديم كه مباحث عقليه آن ها چيست و چه ماهيتى دارد ؛ نه تنها مباحث درستى نيستند عقل و تعقل را نيز زير پا مى گذارند . ب : اساساً ارسطوئيان با مبانى ارسطوئى شان ( توجه : با مبانى ارسطوئى شان ) حق دخالت و ابراز نظر در قرآن و حديث ندارند . زيرا راه آنان ازاصل و اساس تا دامنه هاى گسترده اش ، با اصل و اساس تا دامنه گسترد اسلام ، تباين دارد ؛ اسلام و ارسطوئيات دو آئين ، دو هستى شناسى ، دو خدا شناسى ، دو انسان شناسى ، ضد هم هستند . 6 - مرحوم طباطبائى ( قدس سره ) مى فرمايد : آنان كه توان كافى و تثبّت در مباحث عميق عقليّه ندارند بايد از ورود در ابحاث عميق علميه اثباتاً و نفياً پرهيز كنند تا به ضلالت و تعرّض به هلاكت دائم ، سقوط نكنند . اين فرمايش نيز متين و كاملًا درست است . اما گفته شد كه : مباحثات عميقه عقليه ، ارسطوئيات هستند ؟ ! و آن همه بحث كه گذشت . 7 - آن گاه علامه طباطبائى خواننده را به عبرت آموزى و عبرت گيرى دعوت مىكند كه خواننده از سقوط علامه مجلسى به ضلالت و هلاكت عبرت بگيرد . ( ! ! ! ) مى فرمايد : ببينيد كه مجلسى هيچ كدام از آراى اهل نظر ( فلاسفه ) را رد نكرده مگر اين كه خودش به همان يا به شديد تر از آن مبتلا شده است و نمونه روشن آن در همين مسئله است كه مجلسى قول فلاسفه را درباره مجرّدات رد كرده سپس خودش هم خواص تجرّد را بر انوار پيامبر و ائمه عليهم السلام ثابت كرده است و متنبّه نشده كه اگر موجود مجردى ( غير از خدا ) محال باشد ، محال بودنش با تغيير اسم تغيير نمى كند . اولًا : در اين جا كه ما بحث مى كنيم صفحه 104 جلد اول بحار است ، در كجاى اين 104 صفحه مجلسى قول به موجود مجرد ( غير از خدا ) را رد كرده است ؟ تا خودش دوباره در آن سقوط كند ؟