السيد الطباطبائي

63

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

در ميان جهانيان هوش و گوش غربيان باز شد و فهميدند اين فلسفه كه مال خودشان بود ، غير از ذهنيات چيزى نيست و آن را كنار گذاشتند . ج : كدام عقل ؟ عقول عشره ساخته خيال ارسطو كه عقل اول به « صادر اول » و بقيه به 9 فلك تطبيق مى شد و كيهان شناسى خيالى ارسطو را تشكيل مى داد - ؟ يا عقل در اصطلاح مردم - ؟ يا عقل در اصطلاح اهل علم و دانش - ؟ د : آن كدام عقل است كه خدا را مصدر و محل صدورِ صادر اول بداند ؟ كدام عقل سليم مى پذيرد كه خداوند تجزيه شود و جزئى از وجودش از او صادر شود ؟ و پيش تر روشن شد كه صدور به هر معنى و با هر تأويل ، تجزيه را لازم گرفته است و عين تجزيه است ؛ آيا با كنار گذاشتن لفظ تجزيه و آوردن لفظ صدور اين بزرگ ترين غلط صحيح مىشود ؟ ! آيا حجيت ظواهر دينيّه متوقّف بر چنين عقل است ، يا بر عقل سليم انسانى ؟ - ؟ ه : ارسطوئيان ما ، بر همين سخن خودشان كه « حجيت ظواهر دينيّه به برهان عقلى متوقف است » عمل نمى كنند يعنى در محدود « ظواهر » محدود نمى شوند بل كه « نصوص » را نيز تباه مى كنند خواه نصّ هاى قرآن باشد و خواه نصّ هاى حديثى . نمونه اى از صدها : قرآن با آيه هاى متعدد به طور نصّ تنصيص كرده است كه آسمان ها هفت است ، ارسطوئيان ما آن ها را به عدد 9 رسانيدند . قرآن مى گويد همه ستاره ها و سياره ها و قمرها ( نجوم و كواكب ) در درون آسمان اول هستند ، اما آنان خورشيد را به آسمان چهارم و ماه را به آسمان سوم ميخكوب كردند . قرآن به مدار كرات « فلك » مى گويد و هم كرات را ( و دستكم خورشيد و ماه را در بيان نصّ ) شناور در فضا مىداند : « كُلٌّ في فَلَكٍ يَسْبَحُون » . آنان سخن از ميخكوب شدن به ميان مى آورند و مى گويند كه آسمان ها مى چرخند و خورشيد و ماه و ديگر اجرام آسمانى ميخكوب شده بر خودشان را با خود مى چرخانند .