السيد الطباطبائي
623
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
محسوس . مفهوم اين سخن اين است كه هم روح حس دارد و هم روح ها براى همديگر محسوس هستند . حس و محسوس بودن با هر معنى ، با هر تأويل ، با هر تصورى ، دليل محدود بودن آن شيئ است كه هم مكانمند است و هم زمانمند . بنابراين روح نه از زمان فارغ است و نه از مكان . و همچنين است همه آن موجودات كه ارسطوئيان آن ها را مجرّد مى نامند ، كه مشروح اين موضوع گذشت . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : اين حديث دلالت دارد بر فناء اشياء و منعدم شدن شان پس از نفخ صور . و نيز دلالت دارد بر اين كه « زمان » يك امر موهوم است ، والّا امكان نداشت كه بعد از فناء افلاك ، قابل اندازه گيرى به چهار صد سال ، باشد . و ممكن است مراد اين باشد كه ( همه چيز فانى مى شوند ) غير از افلاك . و ممكن است ( افلاك نيز فانى شوند ) غير از يك فلك كه زمان به وسيل آن اندازه گيرى شود . نقد فرمايش علامه مجلسى : 1 - ظاهراً مرادش از افلاك ، افلاك ارسطوئى است . نه فلك به معنى « مدار كرات » كه در قرآن آمده است . علامه مجلسى در جاهاى ديگر از بحار نيز به كيهان شناسى ارسطو - كه نظام هستى شناسى ارسطو نيز هست - تمايل نشان داده است . 2 - هميشه و در همه جا لازم نيست كه چرخش وضعى و انتقالى كره زمين وجود داشته باشد و زمان با وجود آن محاسبه شود ؛ همين امروز در كيهان شناسى ، مسافت ها را با حركت و سرعت نور محاسبه مى كنيم و عمر كهكشان ها را با سال هاى كر زمين محاسبه