السيد الطباطبائي
624
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
مىكنيم . در حالى كه كر زمين فقط در منظوم ما قرار دارد و حركت وضعى و انتقالى آن ، تنها به خودش منحصر است و هيچ كر ديگر در حركتش مطابقت دقيق با كره زمين ، ندارد . خود قرآن نيز پيدايش كهكشان ها و عمر پيرترين كهكشان ها و نيز آغاز و انجام يك امر ويژه از امرها را با همين محاسبات كر زمينى ما محاسبه كرده است و فرموده : « مِمَّا تَعُدُّونَ « 1 » » * : با سال هائى كه شما ، شمارش و محاسبه مى كنيد « 2 » . بنابراين انتخاب يك مقياس زمانى خاص ، براى محاسب موارد ديگر ، هيچ اشكالى ندارد حتى اگر موضوع و مورد خود آن مقياس ، از بين رفته باشد . اساساً در هنگام پيدايش پيرترين كهكشان ها ، نه منظومه ما وجود داشت و نه كر زمين . پس محاسب زمان ميان دو نفخه ، با مقياس كر زمين كه پيش از آن از بين خواهد رفت ، هيچ اشكالى ندارد و هيچ دلالتى بر موهوم بودن زمان ندارد . پيش تر به طور مكرّر و مستدل بيان شد كه زمان يعنى تغيير اشياء جهان . از اين نظر چون تغيير در همه اشياء جهان يك واقعيت است و هيچ مخلوقى بدون تغيير و حركت نيست ، نام ديگر اين واقعيت ، زمان است . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : ظاهر اين حديث دلالت دارد كه هم اشياء هم ذات شان و هم آثارشان ، باطل و فانى خواهند شد . در اين صورت اشكال هائى پيش مى آيد : اولًا : بطلان اشياء و حركات شان ، موجب بطلان زمان مىشود ، پس معنى اندازه گيرى زمان چهار صد سال ، چيست ؟ ثانياً : اگر فرض شود هم اشياء باطل مى شوند و هم زمان ، معنائى براى اعاد ( مجدد اشياء ) نمى ماند زيرا با بطلان زمان و انقطاع آن چه « اصل » فرض مىشود با آن چه كه از نو اعاده
--> ( 1 ) - آيه 47 سوره حج . و آيه 5 سوره سجده . ( 2 ) - مشروح اين مسائل ، در كتاب « تبيين جهان و انسان » - سايت بينش نو .