السيد الطباطبائي

596

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

قبر در اكثر حديث ها آن است كه روح در عالم برزخ در آن خواهد بود . و اين به هر دو صورت ممكن است خواه با تجسم خود روح باشد و خواه مجرّد باشد . توضيح : دو صورت به شرح زير مىشود : 1 - خود روح مجسّم شود : يعنى خود روح تجسم پيدا كند و به شكل آن انسان بيايد . 2 - روح مجرّد و بدون جسم باشد ، اما به يك قالب مثالى وارد شود . سپس ادامه مىدهد : گرچه ممكن است آن تعداد از حديث ها ( كه صورت دوم درآن ها آمده ) را نيز به تجسم خود روح بدون پيكرهاى مثالى ، معنى كنيم . ليكن عنوان « پيكرهاى مثالى » در حديث هاى معتبر كه با حديث هاى مستفيض تاييد مى شوند ، گريز ناپذير است . و اين از مصاديق « تناسخ باطل » نيست به هيچوجه . زيرا براى امتناع تناسخ ، دليل تامّ عقلى ، وجود ندارد . چون اكثر دليل ها كه آورده اند ، دچار اشكال هستند . و اگر بر فرض دليل هاى عقلى تامّ نيز وجود داشته باشد ، اكثر شان در موضوع بحث ما جارى نمى شوند . چنان كه اين مطلب روشن است بر كسى كه در آن دليل ها تدبّر كند . و دليل عمده بر ردّ اين ( نوع از تناسخ ) ، ادعاى ضرورت و ادعاى اجماع مسلمين است . . . . . . . نقد فرمايش علامه مجلسى ( ره ) : اولًا : از نو نظر خواننده را به سخنان علامه طباطبائى كه در مبحث شماره 3 گذشت - مجلسى را به باد انتقاد گرفته بود كه چرا وجود « مجردات » را انكار مىكند - جلب مى كنم . در آن جا عرض كردم مجلسى وجود مجردات را انكار نكرده تنها گفته است كه از اخبار و احاديث بر نمى آيد كه شيئى مجرد باشد ( غير از خداوند ) . در اين جا باز مشاهده مى كنيم كه مرحوم مجلسى به تجرّد روح معتقد است ( گرچه در قالب احتمال ) و آن عصبانيت مرحوم طباطبائى موردى نداشته است . ثانياً : اين فرمايش علامه مجلسى ، با اشكالات زير مواجه است :