السيد الطباطبائي

570

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

دنيا در كائنات شناسى ارسطوئيسم : ارسطوئيان كه به « صدور » معتقد هستند ، پديده اوّلىّ كائنات را « صادر اول » مى نامند كه ( نعوذ بالله ) از وجود خود خدا صادر شده است . و آن را « عقل اول » نيز مى نامند . سپس عقل دوم از آن ، و عقل سوم تا برسد به « عقل عاشر » كه از همديگر صادر شده و جهان كائنات را تشكيل داده اند . 9 عقل از اين عقول دهگانه را به 9 فلك ( فلك هائى كه با عقل و شعور هستند و كائنات را اداره مى كنند ) تطبيق كردند و كرات را اجرام ميخكوب شده بر آن فلك ها ، تصور كردند . آن چه براى بحث ما مهم است ، جريان پيدايش كائنات در اين تصور خيالى است ؛ به نظر آنان جريان آفرينش يك « جريان نزولى » و « جريان تنازلى » است نه « جريان تكاملى » . بديهى است : صادر اول ( عقل اول ) كه از ( مثلًا ) وجود خداوند صادر شده در مقايسه با خداوند ، ناقص و پست است و همچنين عقل دوم از عقل اول ناقصتر است و بالاخره عقل دهم از عقل نهم ناقصتر است . و به اصطلاح خودشان جريان پيدايش كائنات از « لاهوت » به « ناسوت » در يك سير سقوط بوده است . ارسطوئيان مسلمان اين سير سقوط و ضدّ تكامل را « قوس نزول » ناميدند و واژه « دنيا » را كه آن همه در قرآن و حديث آمده به همين معنى ناسوت و آخرين مرحل سقوط ، معنى كردند هم در معنى ارزشى و هم در معنى مكانى و جايگاهى . قاعد اخسّ : ارسطوئيان و صدرويان بر اساس همين كائنات شناسى به قاعده اى عام شمول ، معتقد شدند و بايد مى شدند و نام آن را « قاعد اخسّ » گذاشتند ، يعنى هر « علّت » از « معلول » خود كاملتر است و هر معلول از علت خود ناقصتر و پست تر است . نمى دانم خواننده محترم تا چه حد به هنگفتى اين بينش غلط ارسطوئيان توجه دارد ؟ : جهان و كائناتِ روبه تكامل را به جهان و كائناتِ روبه تساقط بدل كردند ؛ يك بينش