السيد الطباطبائي

518

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

گفت : چگونه در هيچ كدام از حالات مان ، مجبور نبوديم و به آن ها وادار شد قهرى نبوديم ، در حالى كه رفتن ما ، انتقالات احوالى ما و برگشتن ما ، همگى بر اساس قضا و قدر بوده - ؟ فرمود : تو گمان مى كنى كه اين ها قضاى حتمى و قدر لازم ، بود ؟ اگر چنين باشد ، ثواب ، عقاب ، امر ، نهى و منع خدا ، باطل مىشود . و همچنين معناى وعده و وعيد . و هيچ گناهكارى قابل سرزنش ، و هيچ نيكوكارى قابل تحسين نمى شود . و فرد گناهكار بيش از فرد نيكوكار مستحق تحسين مىشود ( زيرا قضا و قدر خدا را انجام داده است ) و فرد نيكوكار بر مجازات عقوبتى ، سزاوارتر مى گشت . اين گفتار ( و باور ) بت پرستان و دشمنان رحمان و حزب شيطان و « قدر گرايان » اين امّت است كه مجوس اين امّت هستند . خداوند متعال انسان ها را مكلّف كرده در حالى كه آنان را مخيّر كرده است . و انسان ها را نهى كرده در حالى كه توان اجتناب را به آنان داده است . و در برابر عمل ، ثواب بسيار مىدهد . او مغلوبانه گناه كرده نمى شود . و مجبورانه اطاعت كرده نمى شود . بندگان را بر چيزى به طور مفوّض ( سرخود رها شده ) مالك نكرده است . و آسمان ها و زمين را باطل ( و بى هدف ) نيافريده است و انبياء را به طور عبث با بشارت ها و انذارها ، مبعوث نكرده است . آن گمان كسانى است كه كافر هستند ، واى از دوزخ بر آنان كه كفر ورزيدند . توضيح : 1 - در بحار ، ج 5 ص 13 و 14 ، در نقل ابن عباس ، عبارت زير نيز افزوده است : اميرالمومنين فرمود : امر و حكم از طرف خدا است . و اين آيه را خواند : « وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً « 1 » » . 2 - همين بخش است كه مورد نظر علامه طباطبائى است دربار تقنين قانون ها و احكام ، كه قضاء در اين آيه به معنى تصويب الهى است . ليكن همانطور كه گفته شد ، اين مسئله هم

--> ( 1 ) - آيه 23 سوره اسراء .