السيد الطباطبائي

517

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

اگر بگوئيم هر دو در كنار هم و به كمك هم عمل محقق شده را به وجود آورده اند . اين شرك است . هر دو بزرگوار به اين اصل مطلب نپرداخته اند ، در حالى كه موضوع و محور بحث غير از اين ، نيست . معتزله مى گويند : فقط و تنها اراده انسان است كه عمل را به وجود مى آورد . و اشعريه معتقدند كه فقط خداوند است كه اعمال را به وجود مى آورد . و مكتب اهل بيت ( ع ) مى گويد : امر بين امرين . و بحث در اين است كه اين امر بين امرين ، چيست ؟ متاسفانه هر دو بزرگوار به پاسخ اين پرسش نپرداخته اند . به ناچار باز نامى از كتاب « دو دست خدا » مى برم . اما حديث پس از برگشت از صفين : كه مرحوم طباطبائى از آن نام برد ، در كافى ج 1 ص 155 ، بحار ، ج 5 ص 13 و ص 75 ، 76 و نيز ص 95 و 96 آمده است . كه ترجمه متن كافى را مى آورم : اميرالمومنين پس از برگشت از صفين در كوفه بود كه مرد سالمندى آمد در روبه روى آن حضرت نشست ، سپس گفت : اى اميرالمومنين ، به ما خبرده از رفتن ما به جنگ اهل شام ؛ آيا با قضا و قدر خداوند بود ؟ فرمود : بلى اى شيخ ؛ بر هيچ تپه اى فراز نيامديد و به هيچ دره اى فرو نيامديد مگر با قضا و قدر خداوند . گفت : در پيش خدا حساب كنم زحماتم را اى اميرالمومنين ؟ فرمود : اين طور نگو اى شيخ ؛ به خدا سوگند كه خدا اجر شما را عظيم كرده در مسيرتان ( به صفين ) حال حركت تان ، در ايستادن تان آن گاه كه ايستاديد . و در برگشت تان وقتى كه برگشتيد . و در هيچ كدام از اين حالات تان مجبور نبوديد و نه بر اين كارهاى تان وادار شد قهرى بوديد .