السيد الطباطبائي
497
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
1 - اين رفتار بر اساس « تفنّن » نيست ، بل هر كدام زمينه و محور ويژه خود را دارد ؛ همانطور كه در ماجراى شتر هر كدام از دو رفتار در « چهار چوب زمين معيّن خود » عملى شدند . تعبير مرحوم طباطبائى با « تفنّن » مسئله را از قاعده و قانونمندى خارج مىكند . 2 - تعبير مرحوم طباطبائى با « اولياء الله » به دست صوفيان و صدرويان بهانه مىدهد كه پيشگوئى ها و اخبار از غيب افرادى مثل نوسترآداموس و مرتاضان هندى و باصطلاح عارفان سرخپوست بوميان امريكا را و نيز كاهنان خودمان را مشمول عبارت « اولياء الله » بدانند و علم غيب انبياء و معصومين را با اين گونه كهانت ها همسنخ بدانند . در حالى كه اخبار از غيب فقط در انحصار انبياء و معصومين است و اگر فرد ديگرى از غيب خبر دهد ( و زياد است كسانى كه خبر مى دهند ) كاهن است و الكاهن كالكافر « 1 » . اى كاش علامه طباطبائى به جاى اين تعبير ، عبارت « انبياء و معصومين » را مى آورد . 3 - نتيجه فرمايش طباطبائى با نتيجه فرمايش مجلسى ، چه فرقى دارد ؟ نتيجه هر دو كاملًا يكى است . اگر جمله « و هذا اليقين » نظر مجلسى ( ره ) را ردّ كرده باشد ، دقيقاً همانطور نتيجه سخن طباطبائى ( ره ) را نيز ردّ مىكند . پس مراد از مدح و تعظيم « يقين » ، همان فضيلت است ، فضيلتى كه مرحوم طباطبائى پس از مردود دانستن آن ، از نو آن را در آخر سخنش تاييد مىكند . امام ( ع ) مى گويد : « و هذا اليقين » اشاره را بر مشار اليه محلّى به « ال - » مقدم مى دارد تا معنى انحصارى بدهد ، يعنى يقين هاى ديگر هر چه محكم تر باشند در برابر اين يقين كه از روح چهارم ناشى مىشود ، قابل مقايسه نيستند . همين طور است ، عبادت ، شجاعت ، علم ، توحيد و خداشناسى كه از روح چهارم ناشى شده باشد .
--> ( 1 ) - براى شرح بيشتر و مستدل اين موضوع ، رجوع كنيد : سايت بينش نو ، بخش مقالات ، مقال « معجزه ، كرامت ، كهانت » .