السيد الطباطبائي

498

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

4 - و جمله « حافظ انسان اجل اوست » ، نيز احتمال دوم مجلسى ( ره ) را ردّ نمى كند . زيرا همان عقلاء كه مرحوم طباطبائى بر سير آنان تكيه مىكند ، اكثر اوقات كه در مقام پند و اندرز ديگران مى آيند ، مى گويند : عزيزم اين قدر از بلايا و مصائب نترس ، هر چه خدا خواهد ، پيش مى آيد اين قدر نگران نباش و به خدا توكّل كن . و نيز : عقلاء مردم ، كسانى را كه در اثر توهّمات بعيده واجبات را ترك مى كنند ، پند و اندرز مى دهند كه بر اساس توهمات بعيده واجبات را ترك نكن . امام ( ع ) كه عاقل ترين عقلاء است ، چه اشكالى دارد از اين پند و اندرزها به ديگران داشته باشد - ؟ نگاهى به اديان ديگر : مبحث فضيلت به شرحى كه گذشت و نيز روح چهارم از مسلّمات هر دين است . گفته شد انبياء موظف بودند كه بر اساس روح سوم و مانند ديگر انسان ها زندگى كنند ، پيامبر اسلام ( ص ) وقتى كه مى خواست كفشش را بپوشد آن را بر مى داشت و تكان مى داد كه اگر عقربى يا چيزى در آن باشد بيفتد . و در امور زندگى از علم غيب استفاده نمى كرد . گاهى مردم توقع داشتند او خيلى از مشكلات را با استفاده از علم غيب حلّ كند . يا مشركين مى گفتند : « أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ « 1 » » : يا خانه اى پرنقش و نگار از جواهرات ، داشته باشى . در پاسخ شان خدا مى فرمايد : « قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا « 2 » » : بگو منزّه است پروردگارم ، مگر من جز انسان و رسول ، هستم . يعنى من در بشر بودن مانند ديگر بشرها هستم و تنها فرق من با شما اين است كه رسول خدا هستم و قرار نيست كسى

--> ( 1 ) - آيه 93 سوره اسراء . ( 2 ) - آيه 93 سوره اسراء .