السيد الطباطبائي
496
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
يكى از منافقين گفت : اين مرد از زمين و آسمان ، از بهشت و دوزخ به ما خبر مىدهد اما نمى داند شترش در كجاست ! ؟ ! . اين وقت ، زمان استفاده از روح چهارم بود كه فرمود : شتر من در فلان درّه افسارش به درختچه اى پيچيده است ، برويد بياوريد . رفتند و آوردند . ديگرانى هم هستند كه مى گويند : اگر امتياز انبياء و ائمّه ، در آفرينش شان است كه خدا آنان را از ديگران متفاوت آفريده ، پس مقام شان اكتسابى نيست تا فضيلت باشد . اگر خداوند ما را نيز آن چنان مى آفريد ما نيز همانطور مى شديم . در پاسخ شان بايد گفت : پس چرا خودتان را نسبت به كبوتران و آهوان ، برتر و ممتاز تر و با فضيلت مى دانيد ؟ اگر خداوند كبوتران را نيز با روح سوم شما ، مى آفريد آنان نيز مثل شما مى شدند ، انسان بودن تان كه اكتسابى نيست چرا بايد فضيلتى براى تان باشد ؟ فضيلت شما بر كبوتران هر چه هست فضيلت انبياء و معصومين نيز بر شما ، همان است . برخى نيز مى گويند : در اين صورت آنان براى ما الگو و اسوه نمى شوند . پاسخ : در قرآن و سير عقلا ، فرشتگان نيز الگو و اسوه هستند تا چه رسد به انبياء كه در سه روح با انسان معمولى شريك هستند . حتى در حديث ، خود خدا نيز اسوه معرفى شده است : تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ « 1 » . فرمايش علامه طباطبائى ، متين است ، پيامبر ( ص ) گاهى از علم غيب استفاده مى كرد كه نمونه اش در ماجراى شتر گفته شد . و همين طور على ( ع ) گاهى از ديوار كج فرار مىكند ، زيرا موظّف است كه مانند انسان هاى ديگر با روح سوم زندگى كند . و گاهى هم مانند آن ماجراى پيامبر ( ص ) ، از علم غيب و روح چهارم استفاده مى كرد . اما :
--> ( 1 ) - بحار ، ج 58 ص 129 .