السيد الطباطبائي
495
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
گويد و گفته اند : اين كار على ( ع ) فضيلت نيست ، چون پيامبر ( ص ) به او گفته بود كه خطرى متوجه او نخواهد شد . و همچنين شجاعت هاى اميرالمومنين ( ع ) در ميدان هاى جهاد ، را نيز بدين گونه از ارزش مى اندازند . اينك پاسخ ما به اين استدلال متعصبانه ، چيست ؟ و فرق نمى كند خواه اين موضوع با تكيه بر علم غيب پيامبر ( ص ) باشد و خواه بر علم غيب خود على ( ع ) . يا بايد ( نعوذ بالله ) علم غيب پيامبر ( ص ) و على ( ع ) را انكار كنيم و يا بايد بر اساس يك اصل مستدلّ ، پاسخ بگوئيم كه تا كنون پاسخ مستدل كامل نگفته ايم ، يا بنده آن را نديده ام . پاسخ اجمالى و كلّى اين است : در آن صورت ، ابوبكر يا ديگر صحابيان ، از خود پيامبر ( ص ) نيز ( نعوذ بالله ) افضل مى شوند . زيرا پيامبر ( ص ) بر حقايق ، بر بهشت و دوزخ و . . . علم غيب داشت و بايد عبادات زيادى مى كرد و . . . اما پاسخ مشروح و مبيّن : اين مسئله بر مى گردد به « انسان شناسى » مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) ؛ گياه يك روح دارد بنام روح نباتى . حيوان دو روح دارد بنام روح نباتى و روح غريزه . انسان سه روح دارد و روح سومش روح فطرت است . انبياء و معصومين يك روح چهارم نيز دارند بنام « روح القدس « 1 » » كه علم غيب شان به اين روح چهارم مربوط است . آنان موظّف هستند مانند ديگر انسان ها با همان روح سوم زندگى كنند و روح چهارم را به زندگى شان دخالت ندهند مگر در موارد لازم : شتر رسول خدا ( ص ) در راه تبوك ، از اردو خارج شد و گم گشت . كسانى را به دنبالش فرستاد ، برگشتند و گفتند : نيافتيم .
--> ( 1 ) - رجوع كنيد : كافى ج 1 كتاب الحجة ، باب « ذكر الارواح الّتى فى الائم - ع - » . و بحار ، ج 17 ص 106 ح 16 - ج 18 ص 264 ح 21 ، 24 ، 25 .