السيد الطباطبائي
481
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
بندگان در ايجاد اعمال شان مطابق خواست خودشان و توانمندى ( قدرت ) شان ، مستقل هستند ، و خداوند را در افعال آنان نقشى ( صنعى ) نيست . و اما الامربين الامرين : آن چه از احاديث پيش ، روشن مىشود اين است كه : هدايت ها و توفيق هاى خداوند متعال ، در افعال بندگان دخالت دارد ، به طورى كه به حدّ « الجاء » : ناچار كردن ، و « اضطرار » : در مانده كردن ، نرسد . همانطور كه اربابى بَرده اش را به چيزى كه به آن قدرت دارد ، امر كند ، و آن را به او بفهماند ، و بر انجام آن كار چيزى از ثواب وعده دهد ، و به ترك آن چيزى از عقاب وعده دهد . اگر اين ارباب به همين مكلّف كردن او اكتفاء كند با اين كه مىداند او به محض اين ، آن كار را انجام نخواهد داد ، اگر او را به خاطر ترك عمل ، مجازات كند ، در نظر عقلاء قابل ملامت نيست . و هيچ عاقلى نمى گويد كه ارباب او را به ترك فعل ، مجبور كرده است . و اگر ارباب به همين مكلّف كردن بسنده نكند و بر الطاف و وعده و اكرام آن برده بيفزايد ، و نيز بر وعيد ترك آن بيفزايد ، و اين افزايش وعده و وعيد با مبعوث كردن كسانى كه او را به آن فعل بر انگيزانند و ترغيبش كنند . آن گاه بَرده با قدرت و اختيار خود آن فعل را انجام دهد . هيچ عاقلى نمى گويد كه ارباب برده را بر انجام آن كار مجبور كرده است . و اما اين كه خداوند اين لطف و توفيقات را به افرادى مىدهد و به افراد ديگر نمى دهد ، برگشتش به حسن اختيار و صفاى درونى آنان ، يا به سوء اختيار شان و قبح باطن شان ، است . اعتقاد به اين ، موجب انتساب ظلم به خداوند متعال نمى شود كه بندگانش را بر گناهان مجبور كند آن گاه براى همان گناهان ، مجازات شان كند . همانطور كه لازمه عقيده اشعريه است .