السيد الطباطبائي
46
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
« انرژى » كه بسيط ترين ماده است و مى گويند : در واقع ماده و انرژى يك حقيقت واحد دارند . زيرا : ماده / انرژى فشرده . انرژى / ماده بسيط . ارسطوئيان حقيقت نور را نمى شناختند و نمى دانستند كه نور نوعى از جسم و نوعى از ماده است . و نيز دربار « ديد » و « مشاهده » ، گمان مى كردند كه نور از چشم انسان خارج شده و به سوى شيئ مورد مشاهده ، مى رود و مشاهده حاصل مىشود . امروز روشن و مسلّم شده كه در عمل مشاهده ، نور از شيئ مشهود به سوى چشم مى آيد ، نه برعكس . و نيز از مسلّمات اوليّه شده است كه عكس انسان ( يا هر چيز ديگر ) در آينه غير از انعكاس نور چيز ديگرى نيست . و همين طور در عكاسى و فيلمبردارى . ارسطوئيان كه بر اساس همين برداشت نادرست از نور و عكس در آينه ، اصطلاح مجرد را ساخته و آن را به روح ، ملك ، عقل و نفس شمول داده بودند ، امروز به ناچار از چنين حكمى درباره نور و آينه صرف نظر كرده اند ، ليكن درباره موارد ديگر همچنان به ارسطوئيات وفادار مانده و بر نظر خودشان بشدّت اصرار مى ورزند . روح لذّت مى برد ، دچار فشار و ناراحتى نيز مىشود . با طراوت مىشود ، بى طراوت هم مىشود . راضى و خشنود مىشود ، ناخشنود هم مىشود . روح در بدن جاى مى گيرد ، بدن را رها هم مىكند . مى رود و مى آيد . و . . . اين ها همه يعنى « تغيير » . و روح يك موجود متغير است . بهتر است خيلى بحث را طول ندهم كافى است تنها برخى از اصول مسلّم اوليّه را كه امروز بديهى تر از هر بديهى است ، به صورت فرمول بياورم : زمان / تغيير .