السيد الطباطبائي
459
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
انسان ، ناظر است . اما مسئل جبر و اختيار به ژرفاى عميق تكوين ، مربوط است كه ميان معتزله و اشعريه و شيعه مورد منازع بحث علمى است . و به همين دليل ، مفيد ( ره ) نه در طرف جبر نامى از اشعريه مى برد بل مى گويد : « مجبره » كه يك عنوان عام ، است . و نه در طرف تفويض نامى از معتزله مى برد بل با عنوان زنادقه و اباحه گران ، تعبير مىكند . زيرا موضوع بحث حديث ، همين است . و دو واژ « نهيته » و « امرته » ، صريح و نصّ هستند كه محور بحث ، تشريع است نه تكوين . به چه دليل هر جا كه « لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْن » آمد حتماً بايد به محور « خلق افعال » مربوط شود ؟ دليلى بر اين انحصار نداريم چنان كه وجود همين حديث ، دليل عدم انحصار است . و در عرص وسيع و گسترده اجتماعيات و علوم انسانى اگر گفته شود از نظر مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) پاسخ پرسش هاى زير چيست ؟ هم پرسش ها و هم پاسخ شان چنين مىشود : 1 - اصالت با جامعه است يا با فرد ؟ - ؟ نه آن ، نه اين ، امر بين امرين . 2 - جامعه قهرمان ها را مى سازد ، يا قهرمان ها جامعه را ؟ - ؟ نه آن ، نه اين ، امر بين امرين . 3 - در باب « شناخت شناسى » آيا اصالت با ذهن است ، يا با عين ؟ - ؟ نه آن ، نه اين ، بل امر بين امرين . 4 - اندر منازع « مكتب » و ليبراليسم : آيا حقوق بر تكليف مقدم است ، يا تكليف بر حقوق ؟ - ؟ نه آن ، نه اين ، بل امر بين امرين . 5 - اقتصاد زيربنا است ، يا اخلاق ؟ - ؟ نه آن ، نه اين ، امر بين امرين . و موارد و موضوعات مهم و اساسى ديگر از اين قبيل . حتى اگر از حديث هاى ( لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْن » صرف نظر شود ، برآيند آيات فراوان و احاديث متواتر در ابواب مختلف ، اصول مذكور را اثبات مىكند .