السيد الطباطبائي
45
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
من نمى گويم سوء ظنّ ، عرض مى كنم در نظر علامه طباطبائى ( ره ) شخصيت عظيم علامه مجلسى به حدى دستكم تلقّى مى شده كه ظاهراً سخنان او را قابل مطالعه ندانسته و با زمين ذهنى ، بدون مطالعه به پيش داورى پرداخته است و گرنه از دانشمند بزرگى مانند او بعيد است كه چنين نقدى را بنگارد . اما بحث مجرّد و مجرّدات : همانطور كه ديديم ؛ مجلسى در پايان پاراگراف اول از اصطلاح ششم ، گفت : « مع أنه لا يظهر من الأخبار وجود مجرّد سوى الله تعالى » . و اين درست است مگر كسى چنين معنائى را بر قرآن يا حديث تحميل كند . اما بنده مى خواهم اين مسئله را نه از ديدگاه قرآن و احاديث بل كه با منطق ، سبك ، شيوه و مبانى خود ارسطوئيان و نيز بر اساس اصول و مسلّمات اوليه امروزى بررسى كنم : آنان روح ، فرشته ، عقل و نفس ناطقه ، حتى نور و عكس انسان در آينه و امثالش را مجرّد مى دانند . و در اصطلاح شان مجرّد يعنى چيزى كه وجود دارد اما فاقد ماده است . پيش از هر مطلب توجه به دو نكته ضرورت دارد : نكته اول : درست است ميان اصطلاح ماده در ادبيات ارسطوئيان با ماده در ادبيات علم فيزيك ، فرقى هست . اما اين فرق در بحث ما تاثيرى ندارد . زيرا در اين بحث ، بخش « ما به الاشتراكِ » هر دو اصطلاح ، مورد نظر است نه « ما به الافتراق » شان . نكته دوم : ارسطوئيان دربار جسم به درجاتى از كثافت و بساطت معتقد هستند و مى گويند : جسم كثيف و جسم لطيف . و مجردات را لطيف تر از آن مى دانند كه داراى ماده باشد . دست اندركاران فيزيك نيز درباره جسم از نظر بساطت و فشردگى به درجات معتقدند و مى گويند : ماده فشرده و ماده بسيط . اما اينان در طى اين درجات مى رسند به چيزى بنام