السيد الطباطبائي
431
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
شبح نيست تا ديده شود . و نه جسم است كه داراى جزء باشد . و غايت ندارد تا متناهى شود . و نه پديده است تا مشاهده شود . و نه در پوشش است تا مكشوف شود . و نه داراى حجاب است كه مظروف باشد . او بود در حالى كه مكان ها نبودند تا دامن شان او را حمل كند . و نه حمل كنندگانى بودند كه با نيروى شان او را بالا برده باشند . و نه به وجود آمده پس از آن كه وجود نداشته باشد . بل حيران است وَهم ها كه بر كيفيّت دهند اشياء ، كيفيّت دهد . و او بى زوال بود و هست بدون مكان . و همچنان زايل نمى شود با رفت و آمدِ زمان ها . و منقلب نمى شود به شأنى بعد از شأنى . او از حدس قلب ها دور است . منزّه است از شبيه ها و گونه ها . تك است داناى غيب ها . پس معانى خلق از او ، منفيّه است . و باطن هاى شان بر او مخفى نيست . معروف و شناخته شده است بدون كيفيّت . به وسيله حواس درك نمى شود . و به مردم قياس نمى شود . و چشم ها او را درك نمى كند . و افكار به او احاطه نمى يابد . و عقل ها او را اندازه گيرى نمى كند . و اوهام بر او واقع نمى شود . پس هر آن چه عقل آن را تعيين كند ، يا هر آن چه كه برايش مِثل شناخته شود پس او محدود است . و چگونه با شبح ها توصيف مىشود و با زبان هاى فصيح نعت مىشود كسى كه در اشياء حلول نكرده است تا گفته شود او در اشياء است . و دورى نكرده است از اشياء تا گفته شود او از آن ها فاصله دارد . و از اشياء بر كنار نيست تا گفته شود كجاست . و نزديكى او با اشياء « نزديكى چسبيدن » نيست . و دور نيست از اشياء دورى فاصله اى . بلى او در اشياء ( در همه چيز و در همه جا ) هست بدون كيفيت ( بدون معناى ظرف و مظروف ) . او بر ما از رگ گردن نزديك تر است . و از شبه ( در نسخه ديگر : از شبه و شباهت ) ، دور تر از هر دور است . اشياء را از اصول ازلى نيافريده . و نه از « پيش بودگانى » كه قبلًا وجود داشته باشند . بلى آفريد آن چه را كه آفريد ، و صورت آفريدگان را زيبا كرد .