السيد الطباطبائي
416
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
و اين كه علامه طباطبائى مى فرمايد : « انّه تعالى معروف بذاته . . . على خلاف ما اشتهر انّ الاشياء تعرف بذاتها او صفاتها او آثارها ، و انّ الله يعرف بالاشياء » . اين كه مشهور شده است كه « خداوند به وسيله اشياء شناخته مىشود » ، منشأ اين شهرت چيست ؟ مگر غير از اين است كه سرتاسر قرآن انسان ها را به مطالعه و تفكّر و تعقّل در مخلوقات دعوت مىكند تا از آن طريق به خدا شناسى برسند - ؟ مگر قرآن و اهل بيت ( ع ) غير از راه انديشه در مخلوقات ، راهى را معرفى كرده اند - ؟ مگر اسلام راه رهبانيت و مرتاضى را تحريم نكرده است ؟ آن اصول علمىّ عاليه كه ايشان مى فرمايند در كجاى قرآن و حديث آمده است ؟ غير از آن حديث حسن بن على بن ابى حمزه بطائنى كه « واقف بن الواقف « 1 » » و دشمن امام رضا ( ع ) است و مرحوم ملكى ( ره ) آن را پايه خدا شناسى قرار داده است . و حتى اگر همين حديث را نيز فرضاً به معناى مورد نظر ايشان تفسير كنيم ( كه هرگز چنين نيست و خواننده مىتواند دوباره به متن حديث توجه كند ) و اين حديث را داراى سند صحيح بدانيم ، بقول خود طباطبائى ( ره ) ، مىشود يك خبر واحد صحيح السند ، كه هرگز نمى توان سرتاسر قرآن و احاديث را فداى اين يك خبر واحد كرد . چرا در هيچ آيه و حديثى حجاب به معنى مورد نظر صوفيان نيامده است ؟ پيش تر بيان شد كه تنها دليل صدرويان بر خدا شناسى « من الحق الى الحق » كه اصطلاح كرده اند ، ذيل دعاى عرفه بود كه با تحقيقات مستدل و مبرهن ، ثابت شده كه آن ذيل ، از جعليات صوفيان است كه يك صوفى مصرى آن را جعل كرده است و نشريه « ميقات » كه متوليان دعاى عرفه در مراسم حج ، آن را منتشر مى كنند در شماره 51 به تفصيل جزئيات اين جعل را شرح داده است .
--> ( 1 ) - اين حديث موضوع مبحث شماره 55 است كه به دنبال همين مبحث مى آيد ان شاء الله .