السيد الطباطبائي
417
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
مىفرمايد : اين حديث صريح است در نفى واسطه به خلاف آن چه مشهور شده است كه بايد در مخلوقات انديشه شود براى شناخت خدا . هيچ صراحتى در حديث به اين معنى نيست بل سياق و روند صريح و جريان عمومى آن در نفى اثباتى كه لازمه اش حجاب شدن اثبات ها و تصوير صورت هاى ذهنى براى خدا و شكل دادن مثال براى خداوند است ، مى باشد كه سبحان الله و خدا منزه است از هر صفتى . واسطه : خود علامه طباطبائى در همين عبارت مى فرمايد : قرآن در آيات فراوان صراحت دارد كه تدبّر ، تفكّر و تعقّل ، وسيله هاى شناخت خدا هستند . اكنون قرآن را بررسى كنيد آيا آيه اى يافت مىشود كه تدبّر در آن آمده باشد و موضوع آن تدبّر ، اشياء و مخلوقات نباشد - ؟ و همچنين بنگريد آيه هائى را كه تفكّر و تعقل در آن ها آمده است مى بينيد موضوع همگى شان ، اشياء و مخلوقات هستند . اين راه مشهور است اما به حق مشهور است و عين مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) است . حتى در آيه اى كه مى فرمايد « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ « 1 » » * ، به تدبّر در قرآن دعوت مىكند كه بقول خود قرآن ، قرآن مُحدَث « 2 » و مخلوق است . راه خدا شناسى فقط « من الخلق الى الحق » است و راه « من الحق الى الحق » راه رهبانيت و مرتاضى بودائى و عرفان سرخ پوستان آمريكا است . من الخلق الى الحق يعنى تدبّر و تعقل در مخلوقات كه صانعى دارند و سپس سلب هم مخلوقات با هم صفات و خصايل شان ، از ذات مقدس خداوند كه اين راه همان تسبيح و تنزيه است . و اين همه در قرآن و حديث بر آن تاكيد شده است . و اتفاقاً حديث مورد بحث
--> ( 1 ) - آيه 24 سوره محمد . و آيه 82 سوره نساء . ( 2 ) - آيه 2 سوره انبياء . و 5 سوره شعراء .