السيد الطباطبائي
413
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : مقدمه : مرحوم طباطبائى ، آن جا كه مرحوم مجلسى مى گويد « اين احتمالات كه من دادم همگى خالى از تكلّف نيستند » شماره پاورقى را گذاشته و به شرح زير مرقوم فرموده است : بتحقيق مجلسى رحمه الله انصاف نموده اعتراف كرده است كه حديث مورد بحث ، با آن وجوهى كه او آورده ، واضح نمى شود . و اما آن استظهار كه ( بعد از اين اعتراف ) كرده و مى گويد : « مراد حديث اين است كه غير از خداوند هيچ كسى در شناخت ، صنع ندارد » ، سست تر از وجوه قبلى است . زيرا آن حديث ها بيان مى كنند كه فاعل شناخت ، خداوند سبحان است . اما واسطه و وسيله را در آن ميان ، نفى نمى كنند . چگونه چنين چيزى ممكن است ؟ ! در حالى كه در آيه هاى فراوان ، تصريح دارد كه تقوى و انابه و تدبّر و تفكّر و تعقّل و نيز انبياء و ملائكه و ائمّه ، وسيله هائى هستند بر شناخت خدا . و در خصوص قرآن فرموده است : « يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ « 1 » » . پس روايات مذكور واسطه به اين معنى را نفى نمى كنند . اما اين حديث ( مورد بحث ) صريح است در نفى واسطه ، و صريح است كه خداوند متعال شناخته مىشود به وسيله ذات خودش ، و هر چيز ديگر غير از او شناخته و معلوم مىشود به وسيله او . بر خلاف آن چه مشهور شده است كه « اشياء به وسيله خودشان و صفات شان و آثارشان ، شناخته مى شوند . و خداوند به وسيله اشياء شناخته مىشود » . پس اين حديث در تفسيرش ، نيازمند اصول علمىّ عاليه است ، غير از اصول ساذجه ( بى ارزش و پيش پا افتاده ) كه در اين كتاب ( بحار ) بطور معمول ذكر مى شوند . و براى ايضاح آن اصول علميه عاليه ، محل ديگر لازم است .
--> ( 1 ) - آيه 16 سوره مائده .