السيد الطباطبائي
414
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
بررسى : در متن حديث چند اصل وجود دارد : 1 - ذات خداوند متعال و چيستى ذاتش ، قابل شناخت نيست ، عقل و فكر به هر نتيجه اى در اين مسير برسد ، آن خدا نيست . بل مخلوق ذهن شخص متفكر و تعقل كننده است . زيرا خداوند خالق فكر ، عقل ، تفكر و تعقل است . و در خطب امام رضا ( ع ) ديديم كه « كَيْفَ يَجْرِي عَلَيْهِ مَا هُوَ أَجْرَاه » . 2 - خدا شناسى به وسيله صفت و صفات ، يا به وسيله صورت و يا مثال ، گمراهى است . زيرا صفت و صورت و مثال ، هيچكدام خدا نيستند . 3 - ايمان به خدا بدون شناخت نيز ايمان نيست گمراهى است . 4 - پس خدا شناسى ايجابى و اثباتى ، نادرست است بلكه بايد خدا را با تسبيح و تنزيه و از طريق سلبى ، شناخت . همه چيز را بايد از او سلب كرد . زيرا او خالق همه چيز است و « كَيْفَ يَجْرِي عَلَيْهِ مَا هُوَ أَجْرَاه » و با اثبات صفات بر او ، نيز نمى توان او را شناخت چون اساساً خدا نه اسم دارد و نه صفت - در مباحث گذشته ، اين موضوع بر اساس حديث هاى فراوان از جمله همان خطبه امام رضا ( ع ) به شرح رفت . و اما جمله « إِنَّمَا عَرَفَ اللَّهَ مَنْ عَرَفَهُ بِاللَّه » ؛ پيش از اين جمله ، عبارت « مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُ اللَّهَ بِحِجَابٍ أَوْ بِصُورَةٍ أَوْ بِمِثَالٍ فَهُوَ مُشْرِك » آمده است و پيش از آن نيز آمده است « و كل موصوف مصنوع » . اينك حجاب در اين حديث يعنى چه ؟ و همين طور صورت و مثال . حديث در مقام نفى شناخت خدا از طريق صفت و صفات است . و همين صفت ها را « حجاب » مى نامد و همين طور صورت و مثال مى نامد .