السيد الطباطبائي

378

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و حتى ديگر تصحيح كنندگان بحار ، بحث مشروح مجلسى را كافى ندانسته چند صفحه ديگر بر آن افزوده اند . 2 - علامه طباطبائى بداء را در تقابل با قضا گذاشته است و براى هر كدام يك تعريف مشخص آورده است به شرح زير : يك : بداء نسبت شيئ است با علت ناقصه آن شيئ . يعنى بداء وقتى مىشود كه هنوز علّت آن شيئ تامّه نشده تا معلول محقق گردد ، پس خداوند مىتواند در اتمام آن علت ناقصه به هر نحو كه خواست ، اتمام كند و آن را تامّه كند . دو : قضاء نسبت شيئ است با علت تامّ آن شيئ . يعنى وقتى كه علّت يك شيئ تامّه شد ، ديگر جائى براى بداء نيست . بر اين اساس بايد فرمايش امام باقر ( ع ) در حديث مورد بحث را چنين معنى كنيم : آن چه خداوند توسط انبياء به امّت ها خبر داده ، هر كدام كه علتّش به وسيله قضاء ( / خواست خدا ) تامّه شود ، واقع خواهد شد . اين فرمايش ايشان از نظر نتيجه كاملًا درست است . زيرا هر چيزى كه به مرحل قضاء رسيد ، وقوع آن حتمى است . اما اولًا : پرسش راوى از همين « قضاء » است مى پرسد : آيا خداوند آن چه را كه توسط انبياء به امت ها خبر داده ، به مرحل قضاء نيز خواهد رسانيد ، يا ممكن است به مرحله قضاء نرساند ؟ - ؟ و فرمايش مرحوم طباطبائى دقيقاً مصداق « مصادره بمطلوب » است راوى مى پرسد : خبرهائى كه انبياء داده اند ، حتماً قضاها نيز مطابق آن ها خواهند شد يا ممكن است قضاها به صورت ديگر و غير مطابق با خبرها باشند ؟ - ؟