السيد الطباطبائي

334

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

گوشت قربانى كردن ولايت و تقسيم كردن آن ميان سران صوفيه . و قربانى كردن « علم غيب » و تقسيم كردن آن ميان صوفيان كه : آرى اينان نيز از غيب خبر مى دهند ، ولى الله هستند كه كشف مى كنند ، شهود مى كنند ، خدا را با رؤية قلب مشاهده مى كنند . در حالى كه مطابق اسلام و تشيع ، اگر كسى ( غير از معصومين ) از غيب خبر دهد ، غيب را كشف يا شهود كند ، او كاهن است و كشف و شهودش كهانت است ، و كاهن كافر است « 1 » . رؤيت القلب ، خدا شناسى عقلى و علمى است ، شناخت عقلى و علمى مدرّج است ، از دوك نخريسى آن پيرزن كه پرسيدند : چه دليلى بر وجود خداوند دارى ؟ دستش را از دوك چرخان كشيد ، دوك از چرخش ايستاد . گفت : اين دوك بدون چرخاننده نمى چرخد ، اين جهان بزرگ با اين همه فعل ها و فعاليتش ، هرگز امكان ندارد بدون خدا اداره شود . تا استدلال علمى فلان دانشمند ، و تا همين حديث على ( ع ) و خطبه امام رضا ( ع ) . آن پير زن در درجه فهم علمى خودش و آن دانشمند در درجه دانش خودش و على ( ع ) و امام رضا ( ع ) با علم لدنّى خودشان . در مباحث گذشته مكرر بحث شد كه هيچ انسانى نمى تواند خدا را انكار كند و همگان به خداوند ايمان دارند حتى فاجر ترين فاجرها ، و هر كدام از انسان ها بر اساس دليل يا دلايلى به خداوند معتقد است ، دليل او رؤيت قلب است ؛ ليكن با درجاتى ، فرد فاجر در پائين ترين درجه رؤيت قلب دارد ، و آن پيرزن در درجه بالاتر و . . . همچنين تا برسد به امام معصوم عليه السلام . درست است : هر چه تعقل قوى تر و علم عميق تر باشد به همان ميزان كار قلب نيز كاملتر خواهد بود .

--> ( 1 ) - رجوع كنيد : سايت بينش نو ، بخش مقالات ، مقاله « معجزه ، كرامت ، كهانت » .