السيد الطباطبائي

316

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

در حالى كه سرتاسر قرآن ( ظاهر قرآن و باطن قرآن . البته باطنى كه نقيض ظاهر نيست و ظاهر را تكذيب نمى كند ) ، و سرتاسر سنّت و احاديث ، فقط به راه عقل و تفكر در مخلوقات ( بر اساس فطرت و به راهنمائى نبوت و امامت و به شرط توفيق از ناحيه خدا ) دعوت مى كنند . به قول سعيد نفيسى برخى از ايرانيان كه اسلام را نپذيرفته و با آن دشمنى داشتند و نمى توانستند مخالفت شان را در قالب مبارزه علنى اعمال كنند به جنگ نرم با اسلام پرداختند ، قيافه مسلمان بر خود گرفته و باورهاى بودائى را ( كه مركز فعال آن ، در آن زمان نه هند بود و نه چين ، بل معبد بهارستان ، كه در شمال خراسان و كنار سيحون ، قرار داشت ، بود ) به درون اسلام نفوذ دادند . ابتدا برخى از سنيان كه با افكار رهبانى حسن بصرى و شاگردانش آشنا بودند ، به آن گرائيدند و به سرعت بودائيات را رواج دادند . در ميان شيعيان تا قرن هشتم ، براى نفوذ بودائيات ، راهى نبود . گاهى كسى با عنوان شيعه به آن مى گرائيد اما فوراً از دايره تشيع رانده مى شد . در قرن هشتم ، توسط سيد حيدر آملى كه هوس كرده بود اسماعيليان پراكنده و بى سروسامان مناطق البرز مركزى را زير مديريت خود در آورد ، به ميان شيعيان نيز نفوذ كرد . تشيع نتوانست سيد حيدر را نيز از دايره خود طرد كند . به تدريج بودائيت به درون شيعه نيز نفوذ كرد و راه « معرفة الله بالله » به معنى بودائى آن ، جاى راه قرآن و سنت را گرفت و عرفان ناميده شد .