السيد الطباطبائي

31

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

در حالى كه در ميان حديث ها اخبار درخشانى هستند كه بر حقايقى اشاره دارند كه به آن ها نايل نمى شود مگر فهم هاى عاليه و عقول خالصه . اين [ حضور اخبار عامه فهم و اخبار خواص فهم در كنار هم ] موجب اختلاط معارفى كه از ناحيه ائمه عليهم السلام افاضه شده اند ، گشته است و موجب شده كه بيانات عاليه به جايگاهى تنزل كنند كه جايشان نيست . و نيز : بيانات ساده لوحان باطل پرداز « 1 » به دليل فقدان تميّز آن ها وتعيّن آن ها است . و چنين نيست كه هم پرسش كنندگان از راويان در سطح واحد از فهم باشند . و هم حقايق نيز در سطح واحد از دقت و لطافت نيستند . و سنّت و كتاب پر است از اين كه معارف دينى داراى مراتب مختلفه هستند و براى هر مرتبه اى اهلى است . و با ناديده گرفتن مراتب ، معارف نابود مىشود . بررسى : 1 - علامه طباطبائى در اين پى نويس هم محتواى شش صفحه سخن علامه مجلسى را نقد و رد كرده است ؛ رسم ، آئين و نيز حكم عقل و عُقلا اين است كه ناقد در پايان سخن مورد نقد ، نظرش را بنويسد . و اين كه طباطبائى ( ره ) در سطر هاى اول ، علامت پاورقى را گذاشته و به نقد پرداخته است جاى تعجب است . و به سبب همين عجله ناچار شده از واژه مضارع « يذكر » استفاده كند . و نيز صيغه جمع « مصطلحات » را به كار ببرد كه هنوز سخن مجلسى در اصطلاح دوم ، تمام نشده است . خواننده بايد ابتدا سخن مورد انتقاد را بخواند و بفهمد ، سپس نقد ناقد را مطالعه كند . در اين صورت مظنّ خراب شدن زمين ذهن خواننده يا ايجاد زمينه براى ذهن خواننده ، پيش نمى آيد .

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به معنى « ساذجه » در منابع لغت كه هم با « د » و هم با « ذ » به يك معنى است .