السيد الطباطبائي
301
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
شعورها را شعور كرده ، معلوم مىشود كه ( شعور ، مخلوق اوست ) و او برتر از آن است كه داراى شعور باشد « 1 » . و از اين كه جوهرها را او مجهّز كرده ، معلوم مىشود كه او جوهر ندارد « 2 » . و از اين كه او اشياء را متضاد آفريده ، معلوم مىشود كه خودش ضد ندارد « 3 » . و از اين كه ميان اشياء ، مقارنت قرار داده ، معلوم مىشود كه او قرين ندارد . اوست ضد كننده نور با تاريكى . و شفّافى با كدرى . و خشكى با رطوبت . و سرما با گرما . او ميان ناسازگارها ، سازگارى داده است ( از تركيب اجزاء اتم و مولكول تا گياه و انسان ) . او دور كننده است ميان همگرايان ( باز : از ذرات درون اتم تا اعضاى انسان و همه چيز و الّا همه چيز به هم مى پيوست و كل كائنات فقط يك شيئ كوچك مى گشت ) . اشياء با جدائى شان از همديگر ، دلالت مى كنند كه يك جدا نگه دارنده اى هست . و اشياء با تركيب و همگرائى شان ، نشان مى دهند كه يك تركيب دهنده اى هست . و اين است معناى سخن خداى عزّ وجلّ كه مى فرمايد : « وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ » « 4 » .
--> ( 1 ) - خداوند ، عاقل نيست ، خالق عقل است . مشعرنيست خالق شعور است . ( 2 ) - در منطق و فلسفه ارسطوئى ، « جوهر » جنس عالى است كه شامل همه چيز از آن جمله ( نعوذ بالله ) خدا . يعنى در جوهريت ، همه چيز و خدا همجنس هستند . اما در فلسف قرآن و اهل بيت ( ع ) خداوند با هيچ چيزى همجنس نيست ، او جوهر نيست خالق جوهرها است . - اما گاهى در مباحث فلسفى به « ضيق و خناق » دچار مى شويم ناچار لفظ جوهر را دربار خداوند متعال به كار مى بريم ، اما بايد دانست كه او جوهرى است خالق جوهرها . نه همجنس آن ها . و شايد اساساً چنين تعبيرى درست نباشد . ( 3 ) - چيزى به نام « ضدّيت » امرى است كه خدا آن را پديد آورده ، پس شامل خود او نمى شود . ( 4 ) - آيه 49 سوره ذاريات : از هر چيز ، جفت آفريديم ؛ همه چيز را مثبت و منفى آفريديم از اتم تا كره ، كهكشان ، گياه تا انسان ، همگى جفت هستند . حتى باكترى كه تكثيرش از طريق مذكر و مونّث نيست با تكّه شدن وجودشان است ، زيرا تكّه شدنش در اثر مثبت و منفى بودنش است . على ( ع ) در كلامى مى فرمايد : اولين جاندار در روى زمين ، جنّ ها بودند . و « نسناس » دومين بود . و سومين موجود جاندار جنبندگانى بودند كه تكثير نسل شان از طريق مذكر و مونث ، نبود . اين ها بر خلاف جنّ و نسناس جانداران ريز مجسّم ، بوده اند . رجوع كنيد : بحار ، ج 54 ص 322 و 325 .