السيد الطباطبائي

30

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

آن گاه كه زمين بحثى بالا را كه ما تنظيم كرديم ، دريافتى پس بدان : اكثر احاديث وارده در اين ابواب در دو معنى اول ظهور دارند ، دو معنائى كه برگشت شان به يك معنى واحد است ، و ظهور آن ها در معنى دوم ، اكثر و اظهر است . و برخى حديث ها در معانى ديگرى محتمل هستند . و در برخى نيز به خود علم عقل گفته شده علمى كه مفيد باشد و نتيجه اش نجات باشد كه مستلزم حصول سعادات است . ( توجه : كلام مجلسى ادامه دارد و مجموع آن شش صفحه است به همين مقدار بسنده شد ، بخش ديگرى نيز در مبحث پاورقى دوم خواهد آمد ) . علامه طباطبائى : در پاورقى صفحه 100 مى فرمايد : آن چه ( مجلسى ) خدايش رحمت كند مى گويد از معانى عقل و ادعا مىكند كه آن ها اصطلاحات معانى عقل هستند ، نه با اصطلاح اهل بحث مطابقت دارد و نه با اصطلاحى كه عموم مردم دارند ، همانطور كه بر شخص خبير و وارد در اين مباحث ، پوشيده نيست . و آن چه او ( مجلسى ) را به اشتباه انداخته ، دو چيز است : 1 - سوء ظن نسبت به آنان كه در معارف عقليه از طريق عقل و برهان بحث مى كنند . 2 - راهى كه او در فهم معانى اخبار برگزيده است . زيرا او همه حديث ها را در يك رتب واحد از بيان « 1 » ، گرفته است كه فهم عامه آن را در مى يابند . و معظم اخبارى كه در پاسخ اكثر پرسش كنندگان از ائمه ( عليهم السلام ) وارد شده ، [ به نظر او ] در همين رتب عامه فهم است .

--> ( 1 ) - و به اصطلاح امروزى : همه حديث ها را در يك سطح مى نگرد و توجه ندارد كه حديث ها در سطح هاى مختلف سخن مى گويند ؛ برخى براى عوام و برخى براى علماى معمولى و برخى براى محققين ژرف انديش .